علويان متمايل است مراقبت كار خشتزنان و بنايان را به عهده وى نهاد ابو حنيفه طريقهاى براى شماره خشت انديشيد كه رديف خشتها را با يك نى بلند اندازه گرفت و با محاسبه طول و عرض و تعيين اندازه خشت شمار آن را تعيين كرد .
منصور نخستين خشت بنا را بدست خود نهاد و كار را بنام خدا آغاز كرد و اين آيه را بخواند
إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ .
بگفته ياقوت بنياد بغداد در وقت معين شده از طرف منجمان آغاز شد ابو سهل بن نوبخت گويد : " چون منصور قصد بناى بغداد كرد مرا گفت كه طالع ببينم و چون بديدم شمس بود در قوس ، حكم نجوم را به دو گفتم كه شهر آبادى بزرگ يابد و دير بپايد و مردم از هر سو بدان رو كنند و نيز به دو گفتم كه به حكم نجوم هيچ خليفهاى در بغداد بمرگ طبيعى نميرد .
منصور بخنديد و گفت :
" ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ " *
و اين از عجايب بود كه منصور به راه حج بمرد و مهدى از بغداد بكوهپايه رفت و در ماسيذان مرد و هادى بعيسى آباد كه دهكدهاى در شرق بغداد است جان داد و رشيد بطوس مرد و امين بيرون بغداد كشته شد و مأمون در شام بمرد و معتصم و واثق و متوكل و منتصر و خليفگان ديگر بسامره مردند آنگاه مقر خليفگان از بغداد بناحيه تاج در شرق بغداد انتقال يافت .
طبرى گويد چون منصور بناى بغداد را آغاز ميكرد خواست تا نقشه آن را ببيند و بگفت تا همه كوچهها و راهها را با خاكستر نمايان كنند و از هر دروازه بيامد و براههاى شهر گذر كرد آنگاه بفرمود تا بر خطوط خاكسترى پنبه دانه نهادند و نفت ريختند و آتش افروختند و او نقشه شهر جديد را عيان ديد طرح شهر مدور بود و قصر خويش و جامع را در ميان آن بنيان كرد و حصار شهر را به اندازه قامتى برآورد آنگاه شورش علويان رخ داد و كار متوقف ماند .