چون على بن ابيطالب بخلافت رسيد پايتخت را از يثرب بكوفه برد و در نتيجه اين انتقال توازنى كه ميان قبايل عرب بود درهم ريخت و قبايل مقيم كوفه بهنگام كار با وى وفا و مردانگى نكردند . معاويه دمشق را پايتخت خويش كرد كه از زمان حكومت شام بكمك ياران و بستگان و هم بوسيله عطاياى فراوان نفوذ خويش را در آن ولايت افزوده بود و ياران و دلبستگاه فراهم آورده بود . بعلاوه شام سرزمينى حاصلخيز بود و هم بديار حجاز مركز اسلام نزديك بود و با موطن قبايل عرب كه بهنگام ضرورت تدارك سپاه از ايشان ميبايست كرد فاصله بسيار نداشت . بعلاوه دمشق بحدود روم شرقى كه امويان با آن سر پيكار داشتند نزديك بود .
و چون عباسيان دولت يافتند دمشق را كه اقامتگاه امويان و ياران ايشان بود و بنزديك سرحدات روم بود و از هجوم روميان در امان نبود و هم از قلمرو پارسيان كه قوت عباسيان از آنجا بود دور بود ، براى پايتختى خويش مناسب نديدند و بفكر تغيير پايتخت افتادند .
در اثناى فتوحات اسلام در عراق دو شهر پديد آمد كه مركز سپاه مسلمانان بود .
يكى بصره بود بنزديك مصب دجله و ديگرى كوفه بر كناره فرات كه كاروانهاى حجاز براى وصول به قلمرو پارسيان از آنجا ميگذشت . سفاح خليفه نخستين در مجاورت انبار - شهر پارسى قديم - كه بر كناره شرقى فرات بود قصرى ساخت و نام آن را هاشميه كرد و چون سفاح بمرد و منصور بخلافت رسيد او نيز قصرى بنام هاشميه بساخت . هاشميه منصور ما بين كوفه و حيره قرار داشت كه آن نيز شهر قديم پارسى بود . منصور ميخواست حيره را پايتخت كند اما چون نزديك كوفه بود و شيعيان در آن نفوذ داشتند بعلاوه مقر قبايل عرب بود كه از فتنه نمىنشستند از اين كار چشم پوشيد .
بخصوص از پس فتنه راونديان از آن شهر نفرتى بيشتر داشت . بعلاوه كوفه و همه شهرهاى مجاور آن در حدود صحراى بزرگ بود كه گاه و بيگاه طوفان ريگ بدان ميرسيد
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 309
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٣٠٩