جعفر بن عمرو بلخى معروف به ابو معشر نيز از منجمان بزرگ آنروزگار بود . وى در آغاز كار اهل حديث بود سپس بنجوم پرداخت و در چهل و هفت سالگى در اين فن ماهر شد . ابو معشر عمر دراز يافت و از صد سال گذشت و بسال 272 بواسط درگذشت از جمله كتابهاى وى " اثبات العلوم " و " هيئة الفلك " را نام بايد برد .
طب
آميزش مسلمانان با ملل ديگر خاصه روميان و پارسيان در رواج علوم عقلى چون طب و رياضيات و نجوم اثر فراوان داشت . از پيش ديديم كه منصور به اطباى عراق اعتمادى داشت و هم او طبيبى از هند آورد و نيز گفتيم كه طبيبان مرگ وى را پيشگوئى كردند . بدوران هارون بختيشوع سرآمد طبيبان عصر بود و در " روانشناسى " مهارت داشت و امراض عصبى را ميشناخت و بصف خاصان هارون بود . بدوران معتصم يحيى بن ماسويه شهرت يافت . مسعودى گويد معتصم تا رأى وى را كار ميبست بنيه خوب داشت و چون از راى طبيب خويش سر بتافت صحتش خلل يافت و رنگش بگشت . ابن ماسويه درباره او گويد " از اين پيش چون ماهى بخوردى سس آن را از سركه و سداب و كرفس و خردل كردى و اين مايه زيان ماهى و آن ناملايمت را كه براى عصب دارد ببردى و چون كله خوردى سس مناسب همراه آن بودى و هميشه در كار غذا دقت كردى و بمشورت من رفتى اما اكنون چون چيزى را منع كنم خلاف آن مىكند و گويد با آنكه ماسويه گفته نخور ميخورم . "
عباسيان كه به طبيبان عراق و هند اعتماد داشتند از طب يونانى نيز استفاده ميكردند . بدوران معتصم بجز ابن ماسويه ، ابن بختيشوع و ميخائيل و حنين بن اسحاق كه مايه از يونان داشتند در كار طب شهرتى يافتند . طبيبان مسلمان نيز در كار تشخيص امراض از نمونههاى يونانى استفاده بسيار كردند . حنين بن اسحق در رشته زهرشناسى مهارت يافته بود گويند متوكل از او خواست كه زهرى براى يكى از