آن جمله بود وى نخستين كس بود كه درباره جبر مطالعات منظم كرد و آن را از علم حساب جدا كرد .
رواج ترجمه يك نتيجه طبيعى داشت كه بسيارى از مسلمانان درباره ترجمهها بحث و تحقيق كردند بر آن حاشيه زدند و خطاها را باصلاح آوردند كه از آن جمله يعقوب بن اسحق كندى را نام بايد برد . وى در طب و فلسفه و حساب و منطق و هندسه و نجوم تبحر داشت و در تاليفات خود بر روش ارسطو بود و بسيارى كتابهاى فلسفه را ترجمه كرد و مشكلات آن را توضيح داد . بجز او سه تن ديگر در اين مرحله شهرت داشتند : حنين بن اسحاق و ثابت بن قره حرانى و عمرو بن فرخان طبرى .
عباسيان همه علوم يونانى و پارسى را از فلسفه و طب و نجوم و رياضيات و موسيقى و منطق و هيئت و جغرافيا و تاريخ و حكم و سير ترجمه كردند . ابن نديم گويد :
" فرزندان منجم هر ماهه بگروه مترجمان كه حنين بن اسحاق و حبيش بن حسن و ثابت ابن قره از آن جمله بودند قريب پانصد دينار مقررى ميدادند . "
انجمنهاى درس و بحث
به همه دوران اسلام ، مسجد انجمن درس قرآن و حديث و فقه بود بدوران عباسى علوم ، گوناگون شد و مسجد مركز نهضتهاى علمى بود . چون مسجد بصره كه در آنجا گروهى اهل جدل در حلقهاى ببانگ بلند از عقايد دينى بحث ميكردند نزديك آنها دوستداران شعر و ادب به حلقه ديگر بودند و كسانى كه در اين حلقهها مىنشستند از نژادها و دينهاى گوناگون بودند . بدينسان فرهنگهاى ملل از نفوذ اسلام در هم مياميخت و بمرور سالها در اين انجمنها برخورد ميكرد و شكل ديگر ميگرفت مسلمانان غير عرب بتعليم زبان و ادبيات عرب رغبت داشتند تا قرآن را توانند خواند بدينسان چيزى از فرهنگ عرب را بمواريث خويش مىآميختند كه از هر دو فرهنگى نو ميزاد .
بدوران اموى كتابخانه اهميتى نداشت و چون بدوران عباسى كار ترجمه بالا گرفت