فرمان داده بود تا چيزى از كتابهاى بيگانه را ترجمه كنند . حنين بن اسحاق بعضى كتابهاى سقراط و جالينوس را براى وى عربى كرد . ابن مقفع كليله را به عربى آورد و نيز كتاب اقليدس را ترجمه كرد و جز ابن مقفع بسيارى ديگران در كار ترجمه فارسى شهرتى يافتند چون خاندان نوبختيان و حسن بن سهل وزير مأمون و احمد بن - يحيى بلاذرى مؤلف فتوح البلدان و عمرو بن فرخان .
بدوران هارون ترجمه رواج ديگر گرفت كه از بعضى شهرهاى بزرگ روم كتابها به تصرف وى افتاد و گفت از كتابهاى يونان هرچه بدست آمد ترجمه كنند تشويقى كه برمكيان از مترجمان ميكردند و ايشانرا عطاهاى خوب ميدادند در رواج ترجمه مؤثر بود .
مأمون ترجمه را تشويق ميكرد . مخصوصا بترجمه كتابهاى يونانى و ايرانى علاقه داشت و كسانى را بقسطنطنيه فرستاد تا كتابهاى كمياب فلسفه و هندسه و موسيقى و طب را بيارند . ابن نديم گويد : " ميان مأمون و پادشاه روم نامهها رفت و از او خواست تا از علوم قديم كه در خزانه روم بود كتابهائى بفرستد و او از پس امتناع پذيرفت و مأمون گروهى را كه حجاج بن مطر و ابن بطريق و سلما سرپرست دار الحكمه از آن جمله بودند بفرستاد تا از آن كتابها هرچه خواستند برگرفتند و چون بنزد مامون بردند بفرمود تا آن را عربى كنند و بكردند . " قسطا بن لوقا در كار ترجمه از يونانى و سريانى و كلدانى نظارت داشت و يحيى بن هارون مراقب ترجمههاى فارسى بود .
تشويق و تأييد مترجمان خاص مأمون نبود كه مردم بدين ملوك ميرفتند و بسيارى كتابها بهمت توانگران به عربى راه يافت . از آن جمله محمد و احمد و حسن پسران ابى - شاكر منجم بودند كه مال بسيار بفراهم كردن كتابهاى رياضيات دادند و در هندسه و موسيقى و نجوم آثار گرانبها داشتند ، هم آنها حنين بن اسحاق را بديار روم فرستادند تا كتابهاى كمياب بياورد .
بدوران مأمون رياضىدانهاى بزرگ پديد آمدند كه محمد بن موسى خوارزمى از
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٢٩٧