فرهنگى كهن داشت غافل نبايد بود كه در تحول شعر عرب اثرى فوق العاده داشت .
با وجود اين استخوانبندى شعر قديم در اسلوب جديد محفوظ ماند . اصول وزن و قافيه و همه آداب شعر بدقت رعايت ميشد و آن تغيير پر مايه كه به حق انقلابى بود پايهها را در هم نريخت .
عامل ديگرى كه در تغيير معنى و اسلوب شعر اثر داشت و ستايش مبالغهآميز را بشعر عرب آورد اين بود كه بيشتر شاعران جز جلب خليفگان و اميران و وزيران انديشه ديگر نداشتند كه روزى ايشان از صله بزرگان بود كه در آن حكومت ظاهرا بمذهب يابند بمعنى مستبد همه توفيق از جلب رضاى خليفه و حواشى وى بود و در دل ايشان بكمك ستايش نفوذ ميشد كرد و طبعا خوى عربى بگشت و صراحت قديم برفت و حماسه صحرا جاى خويش را بنملق بغداد داد كه در هر ديار متاع ديگر ميخرند .
فرقههاى دينى چون شيعه و معتزله كه در قرن اول هجرى پديد آمدند و بعصر اول عباسى بزرگ شدند شاعرانى داشتند كه به زبان شعر از مبادى ايشان دفاع ميكردند و اتباعشان را بمقاومت و ثبات در قبال ستم كسان هيجان ميدادند .
پيكارهاى عباسيان با روم شرقى و آن فيروزيها كه نصيب ميشد موضوع قصيدهها بود و از شجاعت قهرمانان جنگ و آن همت كه در كار دفع خطر از اسلام كرده بودند سخنها ميرفت . از جمله قصيده معروف ابو العتاهيه را كه از پس فيروزى رشيد در هرقله انشا كرد به ياد بايد داشت كه آغاز آن چنين بود : " بدانيد كه هرقله بدست پادشاه نيكانديش نكوكردار بويرانى افتاد " و هم ابو تمام طائى معتصم را در آن غلبه كه به شهر عموريه در قبال روميان يافت در قصائد زيبا ستايشهاى بزرگ كرد ، از جمله قصيدهاى بود كه يكى از اشعار آن چنين است : " فيروزى فيروزىهاست و برتر از آنست كه نظم و نثر به وصف آن تواند رسيد . فيروزىاى بود كه بايد درهاى آسمان را براى آن بگشايند و زمين در جامههاى زيباى خود نمايان شود . . . "
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٢٩٤