خاص همه كسانى بود كه درباره عقايد دينى سخن ميگفتند . زمانى نيز متكلم به كسى مى گفتند كه با معتزليان اختلاف داشت و پيرو اهل سنت و جماعت بود .
غزالى گويد : " هدف متكلم نگهبانى عقيده اهل سنت است از تشويش اهل بدعت " اما گوئى اين فاصله محفوظ نماند و بتدريج هر كه در اصول عقايد بحث ميكرد عنوان متكلم يافت و بسيارى از معاريف معتزليان عنوان متكلم يافتند . هر يك از دو گروه ميكوشيدند تا عقايد خويشرا نيرو دهند و دلايل مخالف را موهون كنند . و در اين زمينه بحثها بود و مناظرهها ميرفت و اين مجالس در قصر خليفه يا در مسجد يا در دار الحكمه به پا ميشد .
معروفترين متكلمان آن روزگار و اصل بن عطا و ابو الهذيل علاف و ابو الحسن اشعرى و حجه الاسلام غزالى بودند .
دى بور گويد : " پيدايش كلام در اسلام بدعتى بزرگ بود كه اهل حديث بشدت از آن نفرت داشتند كه به پندار ايشان بجز بحث از احكام فقهى همه گفتگوهاى ديگر بدعت بود . به نظر ايشان مقصود از ايمان اطاعت بود نه علم چنان كه مرجيان و معتزليان ميگفتند . اين دو گروه بحث و تأمل عقلى را بر مسلمان واجب ميشمردند و اين راى در آنروزگار مقبول بود كه ميگفتند پيمبر فرموده است نخستين چيزى كه خداوند آفريد علم يا عقل بود . بعضى اهل حديث اعتراض متكلمان را بر اهل بدعت عيب ميگرفتند و ميگفتند اين اعتراض متضمن نشر عقايد ايشان نيز هست .
به پندار ما متكلمان كه با سلاح دشمن بميدان بحث رفتند به رد ايشان توفيق يافتند و علم كلام را پى افكندند و نيرو دادند . نيبرك گويد : " متكلمان در تاريخ اسلام همان مقام را دارند كه مدافعان مسيحيت در دين مسيح داشتند . بىگفتگو نخستين مدافعان دين مسيح ضمن مناظرات خود با فيلسوفان بتپرست سلاح ايشان را بدست گرفتند و علم لاهوت را پديد آوردند . متكلمان نيز كلام را پايه نهادند و بسط دادند
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٢٨٩