تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
يا اداى آن را ساقط كرد و آشفتگى از حد گذشت . اگر سوء نيت و تحريف و جعل عمد را نيز بر آن بيفزايند نتيجه هول‌انگيز مىشود . بقرن دوم هجرى عربان تدوين احاديث را آغاز كردند و تنى چند از پيشوايان حديث پديد آمدند كه مالك و محمد بن اسماعيل بخارى و مسلم بن حجاج كه دو مجموعه حديثشان صحيح مطلق عنوان يافته از همه معروفتر بودند از پس ايشان ابو داود سجستانى متوفى بسال 275 مؤلف سنن و ابو عيسى ترمذى متوفى بسال 278 مؤلف جامع و نسائى و ابن ماجه مؤلف دو كتاب سنن بودند كه كتابهايشان معروفترين كتابهاى حديث است و اين جمله را صحاح ششگانه گويند كه در صف منابع شريعت مقامى شايسته دارد . از جمله محدثان دوران اول محمد بن اسحاق صاحب جنگنامه مشهور بود . ابن خلكان گويد كه ياران زهرى درباره احاديث مبهم وى به محمد بن اسحاق مراجعه مى كردند كه به قوت حافظه وى اعتمادى داشتند و نيز يحيى بن معين و يحيى بن سعيد قطان و احمد بن حنبل ابن اسحاق راثقه ميدانستند و بحديث وى استناد ميكردند .

فقه

فقه مسلمانى از قرآن و حديث آمد اما اختلاف فقيهان در فهم متون و تطبيق آن با موارد خاص و كيفيت اين انطباق و استنباط فروع و حالات مختلف ، مذاهب را گونه‌گون كرد كه از آن جمله چهار مذهب شهره شد و تا بدوران ماهست يكى مذهب مالك پيشواى حجازيان و سر - دسته فقيهان خبرى كه در كار فقه فقط بحديث اعتماد كنند ، ديگر مذهب ابو حنيفه پيشواى عراقيان و سر دسته فقيهانى كه رأى و قياس را در فقه به كار ميبردند و مذهب شافعى كه نخست بر روش حجازيان بود آنگاه مذهب خويش را ميانه دو روش كرد و مذهب احمد بن حنبل كه از محدثان بزرگ بود و مذهب وى از اجتهاد بدور بود و پيروان بسيار كم داشت . بنا بر اين در عرصه فقه دو مكتب بود يكى مكتب اهل حديث كه مركز آن بمدينه بود و پيشواى آن مالك بود و ديگر مكتب اهل قياس و نظر كه مركز