تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
است كه كتابى است قديم و راستگو خاصه درباره پيمبر اسلام كه سرگذشت وى را از قرآن نيك توان دانست و بسيار نكته‌ها درباره او به قرآن هست كه اگر نبود در هيچ كتاب ديگر ثبت نميشد و نيز در قرآن اطلاعات بسيار از تاريخ اقوام ديگر هست چون دولت سباى يمن در سوره نمل و سبا و قوم يهود در سوره بقره و كشاكش ايشان با پيمبر در سوره احزاب و مناسباتشان با موسى در سوره بقره و نمل و قصص . در همان روزگار علماى كلام قرآن را تفسير دگر ميكردند و آن را با مبادى خويش هماهنگ ميكردند و از تأويل آيات قرينه بر نفى صفات بارى تعالى ميآوردند كه بپندار ايشان فرض صفات علاوه بر ذات مستلزم تعدد ذات بود و اين بشرك ميرسيد . كلاميان هم‌آهنگ آن تأويل هاى احيانا ناروا كه از قرآن كريم ميكردند در محو خرافاتى كه از تفسير نابجا و محتملا از سوء نيت يهودان به ظاهر مسلمان شده بمسلمانى راه يافته بود كمك بسيار گردند .

حديث

يكى از منابع اساسى شريعت حديث است . حديث يعنى آنچه از گفتار يا رفتار پيمبر يا سكوت او درباره عملى كه بحضور وى كرده‌اند حكايت كند و از لحاظ اهميت بلافاصله پس از قرآن است . بخارى هفت هزار و دويست و هفتاد و پنج حديث فراهم آورده كه بسيارى از آن مكرر است و احاديث نامكرر بيش از چهار هزار نيست . بخارى اين شمار را چنان كه گويند از سيصد هزار حديث رايج برگزيده و با وجود اين ابو حنيفه فقط بشانزده حديث وى اعتماد كرده و از اينجا توان يافت كه جعل و تحريف در كار حديث تا كجا بوده است . فقيهان مسلمان درباره اين حديثها كه بما رسيده مدتها مشاجره داشته‌اند از آنرو كه پس از وفات پيمبر ، قسمت اعظم عربان خواندن و نوشتن نميدانستند از اينرو تاريخ عرب تا مدتها بعد تدوين نشده بود و همين مردم بى خبر از قرائت و كتابت بودند كه احاديث پيمبر را نقل كردند و دهان به دهان گفتند و تغيير و تحريف فراوان در آن راه يافت كه فهم حديث را مشكل كرد و از معنى بگردانيد و شرايط خاص وقوع