و ديگر صحابيان تكيه داشت و مقاتل بن سليمان ازدى متوفى بسال 150 كه تفسير تورات را از يهود آموخته بود و در تفسير قرآن زير نفوذ آن بود و ابو حنيفه وى را بدروغ متهم داشت اما شافعى گفته بود مردم همگى ريزهخوار خوان سه كسند : مقاتل در تفسير و زهير بن ابى سلمى در شعر و ابو حنيفه در كلام . " و هم از زبان او گفتهاند . : " هر كه تفسير مىخواهد از مقاتل فرا گيرد . "
از جمله معروفترين تفسيرهاى قرآن تفسير محمد بن اسحاق بود كه در بسيارى نظريات خويش از يهود و نصارى و وهب بن منبه و كعب الاحبار مايه گرفته بود .
بيشتر اين تفسيرها از ميان رفته و بدست ما نرسيده است . تفسير مفصل طبرى در سى جلد در نوع خود بىنظير است كه ابو خالد اسفراينى درباره آن گويد " اگر كسى تا چين برود كه تفسير طبرى را بدست آرد راهى دراز نرفته كه تفسيرى گرانقدر است . بگفته گلدزهر تفسير طبرى دائرة المعارفى است پر مايه از تفسير بكمك حديث . طبرى در نقل حديث از پيمبر و اصحاب و تابعان سخت دقيق است و با اهل رأى معارض است كه آنها غالبا از دلخواه خويش تبعيت ميكنند . وى در تفسير خويش اجماع امت را اهميت بسيار ميدهد و از پس هر آيه همه روايات منقول از علماى معتبر را ميآورد و آن را بطرق مختلف از راويان خويش تأييد مىكند . وى اين كار را از پيش خود نكرده بلكه روشى را كه علماى اسلام از ديرباز داشتهاند و نقد رجال حديث ميكردهاند پيروى كرده هرجا به پندار او حديث ناموثق مينمايد آنچه بايد گفت ميگويد تا آنجا كه در قبال نظريات ابن عباس نيز وضعى روشن دارد يك جا درباره مجاهد كه از پيشوايان تفسير است و پيروى او لازم است گويد : " راى وى مخالف اجماع ثقات است كه آن را بدروغ منسوب نميتوان داشت . " و جاى ديگر گويد : " آنچه در اينجا از مجاهد ياد شد واهى است و در تباهى آن گفتگو نيست . " درباره آراى ضحاك و ديگران نيز كه راويان ابن عباس بودند نظرياتى چنين دارد . طبرى نيز چون مفسران سلف بعضى روايتها
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٢٨٢