تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
قرآن آراى خاص داشتند كه از تورات و انجيل گرفته بودند و آراى ديگر با تفسير قرآن بياميخت به پندار گلدزهر كه او نيز يهودى است اسلام اينان از تهمت و ريا دور بود و بصف عالمان مورد اعتماد اسلام نشستند . بعد شعر قديم مرجع تفسير قرآن و توضيح لغات آن شد كه از زبان ابن عباس ميگفتند : اگر چيزى از قرآن به نظر شما مبهم آمد بشعر رو كنيد كه شعر مايه عربى دارد . بسيارى مفسران آيات قرآن را بكمك كلماتى كه در اشعار دوران جاهليت آمده بود توضيح ميكردند و چون بصدر اسلام حديث مورد علاقه مسلمانان بود تفسير را جزوى از حديث گرفتند و تفسير آن روزگار حديثها بود كه درباره بعضى آيات قرآن نقل ميشد و طبعا مرتب نبود كه درباره همه آيه‌ها حديث مورد اعتماد نمىيافتند . در آن ميان تفسير ابن عباس مرتب بود كه آيات را از پس يكديگر توضيح كرده بود اما خيلىها در انتساب تفسير معروف بابن عباس بدگمانند . روش منظم تفسير قرآن بروزگار عباسيان پديد آمد . ابن نديم گويد : عمرو بن بكير كه از ياران فرا صاحب كتاب معانى القرآن بود و به خدمت حسن بن سهل بود به فرا نوشت كه گاه و بيگاه حسن مرا از قرآن ميپرسد و من جواب آن را ندانم اگر رأى تو باشد مجموعه يا كتابى فراهم كنى كه بدان رجوع كنم چنين كن . فرا بياران گفت فراهم شويد تا كتابى در تفسير قرآن بر شما املا كنم و روزى را معين كرد و چون بيامد مردى به مسجد بود كه اذان ميگفت و هنگام نماز قارى مردم بود به دو نگريست و گفت بخوان و او از سوره فاتحه آغاز كرد و فرا تفسير آن را بگفت تا بسر برد كه بروزها آن مرد ميخواند و فرا تفسير ميكرد . گويند هيچكس از آن پيش كتابى چنين تاليف نكرد و كسى چيزى بر آن نتواند افزود فرا قرآن را به ترتيب آيه‌ها و سوره‌ها تفسير كرد و تفسير قرآن را در چهار جزء بپايان برد . از جمله معروفترين مفسران از پس ابن عباس ابن جريح بود كه هرچه ميشنيد بدقت فراهم ميكرد و نيز سدى متوفى بسال 137 كه در تفسير خويش بر ابن عباس و ابن مسعود