مختلف كه قاريان كلمات قرآن را خواندهاند . بعضى قرائتها از خط عربى آمده كه يك كلمه را با تغيير بالا و زير به صورت مختلف توان خواند .
بمرور زمان در قرائت قرآن هفت طريقه پذيرفته شد كه هر يك وابسته بمكتبى ديگر است و بيكى از پيشوايان قرائت منسوب است و باحاديث معتبر تكيه دارد و در قرائت قرآن از اين هفت طريق تجاوز نكنند . هارون بن موسى كه از نژاد يهود و وابسته ازد بود نخستين كس بود كه قرائتهاى مختلف را بمعرض نقد آورد و از وجوه مختلف آن سخن كرد و روايت آن را بعرصه تحقيق كشيد و با آنكه قدرى و معتزلى بود بخارى و مسلم و يحيى بن معين پيشوايان حديث ويرا موثق دانستهاند . بيشتر اختلافات مورد توجه در قرائت قرآن بمردان معتبر قرن اول چون ابن عباس و عايشه و عثمان قارى و ابان پسر وى و حافظان قرآن چون عبد الله بن مسعود و ابى بن كعب ميرسد كه پيروان اصحاب ستايش ايشان كردهاند .
از جمله معروفترين صاحبنظران علم قرائت بدوران اول عباسى يحيى بن حارث ذمارى متوفى بسال 145 و حمزة بن حبيب الزيات متوفى بسال 156 و ابو عبد الرحمن مقرى متوفى بسال 213 و خلف بن هشام بزاز متوفى بسال 229 بودند .
تفسير
مفسران در كار تفسير قرآن دو روش داشتند كه يكى را تفسير بحديث ميگفتند و هرچه از پيمبر و بزرگان اصحاب رسيده بود و در تفسير قرآن تجاوز از آن را روا نداشتند كه پنداشتند فهم قرآن خاص اهل قرآن است كه جز پيمبر و صحابيان نبودند و روش ديگر تفسير به راى و استنباط بود كه بعقل از نقل بيشتر تكيه داشت و معروفترين مفسران اينگروه معتزليان و باطنيان بودند .
بمرور زمان ميدان تفسير بروش اول وسعتى يافت كه بسيارى اهل كتاب چون كعب - الاحبار يهودى و عبد الله بن سلام و ابن جريح و جز آنها رو باسلام كردند و در تفسير