تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
برفت و بعجم افتاد علوم شريعت بنزد اهل قدرت غريب بود كه از منبع آن بيگانه بودند و عالمان كه بپندار قدرت‌مندان از ايشان نبودند خوار شدند كه كارشان در امور ملك و سياست نفع واضح نداشت . " نيكلسن گويد : " وسعت قلمرو عباسيان و فراوانى ثروت و رواج تجارت آن در پيدايش آن نهضت فرهنگى كه مشرق نظير آن را به ياد نداشت اثرى بزرگ داشت و چنان شد كه همه مردم از خليفه تا حقيرترين مردم عادى ، طالبان علم يا دست‌كم حاميان ادب شدند . بدوران عباسى مردم بجستجوى علم و معرفت سه قاره را مىنورديدند تا چون مگس كه شهد شيرين ميبرد ؛ بديار خويش بنزد شاگردان آرزومند بازگردند و در نتيجه آن كوشش مستمر در راه علم مصنفاتى را كه بيشتر به دايره المعارف ميماند و ببركت آن علوم نوبنياد بوضعى بيرون از انتظار بما رسيده پديد آرند . " اين وضع مشرق بود . در مغرب نيز قرطبه با بغداد و بصره و كوفه و دمشق و فسطاط همچشمى داشت و پايتخت اندلس بازار علم و كعبه اهل ادب و ادب‌دوستان شد و زيبائى مساجد آن مردم اروپا را كه بعلم آموختن و بهره گرفتن از فرهنگ اسلام بدآنجا ميشدند مجذوب ميكرد . در محيطى چنين آماده بسيارى عالمان و شاعران و اديبان و فيلسوفان و مترجمان و فقيهان و جز آنها پديد آمدند كه هر يك در رشته خويش سرآمد روزگاران بودند . بگفته مقرى قرطبه مقصد و محل اهل فضيلت و تقوى و اقامتگاه عالمان و خردمندان و قلب ديار و چشمه جوشان علوم و قبه اسلام و محضر امام و جلوه‌گاه عقول و ثمرگاه خاطرها و صدف گوهر قريحه‌ها بود كه ستارگان جهان و معاريف دوران از افق آن طالع شدند و يكه‌تازان نظم و نثر از آنجا برخاستند كه تأليفات درخشان و تصنيفات كم نظير كردند و برترى اينان بروزگار قديم و جديد بر ديگران از آنجا بود كه در قرطبه پيوسته بطلب علم و ادب بودند .