گفتار او كشتيهاى عرب از كنارههاى خليج فارس و درياى هند به مالايا ميرفت التزام كنارهها نه از آنرو بود كه از دل دريا بيم داشت بلكه ميخواست در بندرهاى مختلف بار بگيرد و بار پياده كند . اين كشتيها وقتى از كنارههاى كرماندل لنگر ميگرفت برسم كشتيبانان خليج بنگاله را به خط مستقيم ميپيمود .
از اواخر قرن دوم هجرى عربان در بندر خانقو كه در جنوب شانگهاى كنونى بود مستقر شدند و از بزرگوارى و تساهل امپراطور چين قاضى مسلمانى خاص خود داشتند كه دعاوى ايشانرا مطابق شريعت اسلام فيصل ميداد و با وى نماز جماعت ميكردند .
عربان مقيم بندر با چينيان داد و ستد داشتند و با اجازه دولت براى امور بازرگانى به داخل كشور سفر ميكردند و اين وضع همچنان ببود تا در آن سرزمين فتنهها شد و كار اينان كساد شد و روابط خويش را با چين بريدند و به شبه جزيره مالايا رفتند و به شهر كالاه مقام گرفتند كه بر ساحل خليجى در نيمه راه عمان و چين و مجاور خط استوا بود . از آن پس همه كشتيها كه كالاى آسياى شرقى و غربى بار داشت كالاه را لنگرگاه ميكرد و بازرگانان بازارى تازه براى فروش كالاى هند و چين و از جمله كافور و قرنفل و عود و صندل و جوز هندى و جوز خوشبو و قلع يافتند و تجارتشان رواج گرفت و رفت و آمد بسيار شد تا آنجا كه بقرن دهم ميلادى سفر مالايا به نظر دريانوردان سيرافى كه شبه جزيره جاوه را نيز ميشناختند سفرى آسان و عادى بود .
بدينسان عربان در بسيارى موارد به هند و چين و نيز بچين سفر ميكردند و بعيد نيست كه بازرگانان عرب تا كره رفته باشند . سفر از سواحل عرب تا سواحل هند غربى دو تا سه ماه طول ميكشيد و اگر باد موافق ميوزيد اينراه را بيكماه ميشد رفت بيگمان پيش از سال 80 هجرى بازرگانان عرب در جزيره سيلان مقيم بودهاند .
جهانگردان عرب در قرن سوم و چهارم از توجه و مهربانى شاهان هند ياد كرده - اند و گفتهاند كه گروهى از بزرگان مالايا بمسلمانى رو كرده بودند و به عربان اجازه داده
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٢٧١