بودند در آن جا مسجد بسازند . از اوايل قرن هشتم مسيحى در همان روزگار كه عربان در بندرها و بعضى شهرهاى داخلى هند ، مناطق عربنشين پديد ميآوردند سپاه عرب از مرزهاى ايران گذشت و بر سند استيلا يافت و در ملتان و ديبل بازرگانى رواج گرفت و كشتىهاى مردم فارسىنژاد و عرب ضمن سفر بهندوستان و چين به اين ديار نيز سرى ميزد و از كالاى آن بار ميگرفت .
يمن و حجاز و حبشه و مصر نيز با آسياى شرقى روابط بازرگانى داشت .
از بندرهاى شرقى هند از راه عدن و مكه زمرد به افريقا ميرسيد ، بزرگان شرق اقصى نيز طالب زمرد مصر و عاج حبشه بودند . بندر عدن بازار اين گونه كالا و لنگرگاه كشتىهائى بود كه از بندرهاى آسيا و آفريقاى شرقى ميرسيد .
جده بندر مكه بود چون قلزم كه بندر معتبر مصر و سوريه بود . هارون الرشيد انديشيده بود كه درياى سفيد و سرخ را بوسيله كانالى بهم اتصال دهد و چون به دو گفتند باشد كه روميان از اين راه بدرياى سرخ نفوذ كنند و بر مكه و مدينه هجوم برند و راه حج را ببرند از اين انديشه گذشت و حفر كانال سويس قرنها عقب افتاده اگر ميخواستند از درياى سرخ كالا بآفريقا برند ناچار بايد از صحرا بگذرند . كالاى بازرگانى را با شتر ميبردند و سپس از راه نيل يا از راه خشكى بموازات تنگه سوئز كنونى حمل ميكردند .
راه اول مستقيما به اسكندريه ميرسيد و اگر بندر اسكندريه در مقابل عظمت بغداد شهرت جهانگير را باخته بود ثروتى كه بدوران طولونيان باسكندريه رسيد رواج آن را باز داد . بعضى كالاها كه از راه درياى سرخ ميرسيد به راه خشكى از موازات كانال سوئز تا فرما كه بروزگاران اهميت و ثروت آن محفوظ مانده بود حمل ميشد . اعتبار اين راه از آنجا بود كه رفتن از درياى سرخ تا فرما بيش از چهار تا پنج روز طول نميكشيد .
كالائى كه از ديار مشرق بجده و از آنجا به مكه ميرسيد بوسيله بازرگانان مصر كه از راه خشكى همراه حاجيان ديار خوش آمده بودند بديار مغرب حمل ميشد يا بهمراه بازرگانان
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٢٧٢