تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
خليفگان دوران اول عباسى بطور نامستقيم تجارت را تشويق ميكردند كه بدربار خويش لوازم تجمل را رواج دادند و نيز شهر بغداد با آن جماعت انبوه بازار بزرگ تجارت بود و از همه جا هرچه زيبا و دوست‌داشتنى و خواستنى بود بدآنجا ميرسيد و از آن قدرت خريد كه خرج و بذل و عطاى خليفگان ببغداديان داده بود بقيمتهاى خوب فروش ميرفت و مصرف ميشد . دمشق مركز كاروانهاى آسياى صغير بود و نيز آن كاروانها كه از عربستان تا مصر رفت و آمد داشت از اينشهر عبور ميكرد . فرات و دجله دو معبر تجارتى بزرگ بود كه چند ناحيهء كشور را بهم ارتباط ميداد . وقتى بغداد در ساحل دجله آباد شد كانالى از فرات جدا كردند كه در آن كشتيها به همه عراق ميرفت و ببغداد ميرسيد و پايتخت عباسيان را براههاى آسياى صغير و سوريه و عربستان و مصر ميپيوست . كاروانهايى كه از بخارا روان ميشد و از آسياى ميانه ميگذشت رو سوى بغداد داشت . خطيب بغدادى و ياقوت درباره انتخاب محل بغداد آورده‌اند كه يكى از دهقانان يعنى ملاكان بزرگ آن عصر منصور را به آبادى و اقامت بغداد تشويق كرد و گفت : " اينجا چهار ناحيه است دو تا در شرق و دو تا در غرب . اگر يكى قحط شود آن ديگر حاصلدار باشد و كالاى افريقيه و هند و بصره و واسط و شام و جزيره و مصر و ارمنستان و آذربايجان و ديار بكر از راه دجله و فرات سوى تو آيد . ميان رودها باشى كه دشمن جز بر پل به تو دست نتواند يافت . اگر پل را ببرى دشمن از تو ببرد و نيز بنزديك خشكى و دريا و كوه باشى . " وقتى منصور بغداد را بساخت ناحيه جنوب را خاص تجارت كرد و براى عطاران و آهنگران و نجاران و بزازان و گلفروشان و قصابان بازارهاى جداگانه معين كرد و قصابان را اقصاى همه نهاد و گفت اينان ديوانگانند كه كارد بران به كف دارند .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 268 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده