تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
كه ضمن آن بفرمان يزيد بسيارى از اهل مدينه و گروهى از پيران قوم كه اغلب بدريان و فخر قبايل بودند كشته شدند و شاميان اموى نژاد از قتل و غارت و هتك ناموس در مدينه دريغ نكردند ايندشمنى ديرين كه ممكن بود بمرور زمان سستى گرفته باشد بشدت زنده شد و هم گروه شيعيان كه ياران و دوستداران خاندان پيمبر بودند و خلافت را حق على و اعقاب وى ميدانستند و خارجيان كه ميگفتند خلافت منصبى است كه هر مسلمانى بدان تواند رسيد و همين كه اعتقاد اكثريت مسلمانان از خليفه سلب شد خود به خود منعزل است اين دو گروه را در شمار دشمنان بنى اميه نام بايد برد . نگفته پيداست كه غير از اين فرقه‌ها گروه بسيارى از مسلمانان كه بىاعتنائى امويانرا نسبت باسلام عيان ميديدند از حكومت ايشان دلخوشى نداشتند . در مقابل اين وضع خطرناك خاندان اموى از داخل نيز متحد نبود . بخصوص آن سياست شوم تعدد وليعهد كه بعضى خليفگان پيش گرفتند و دو تن را وليعهد خويش ميكردند كه يكى پس از ديگرى زمامدار شود رقابتهاى نهانرا عيان كرد و زمينه را براى آن توطئه‌ها كه هرجا قدرت هست بناچار هست بهتر فراهم كرد در حقيقت اين خاندان جبار كه بنام خلفاى پيمبر قدرت را بدست داشتند حاكمان مستبدى بودند كه قدرت را بر اساس وراثت باعقاب خويش ميسپردند و بدين طريق اصولى را كه در دوران خلفاى راشدين در كار انتخاب خليفه متبع بود زير پا گذاشتند . سياست تعدد وليعهد در تضعيف دولت اموى اثرى عجيب داشت بمحض اينكه كار بر خليفه جديد مستقر ميشد بصدد ميافتاد وليعهد دوم را خلع كند و فرزند خود را وليعهد كند . نگفته پيداست كه اين كشاكش بافراد خاندان اموى محصور نمىماند و طبعا افسران و فرماندهان و همه رجال دولت در آن دخالت داشتند و هر يك باقتضاى هوسها و مقاصد خود از جانبى تقويت ميكردند و كار تفرقه و خلاف بالا ميگرفت و طبعا اگر توفيق يار خليفه نميشد همين كه وليعهد دوم بخلافت مىرسيد از مخالفان ديرين