تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
بايد رفتار كرد از مشكلات بزرگ حكومتى و سياسى وقت بود . مرجئه ميگفتند دولت حق ندارد با نو مسلمانان مانند كافران رفتار كند كه اينان مسلمان شده‌اند و از همه حقوق و وظايف مسلمانان بهره‌ورند و بتبعيت از عقيده خويش از قيام بر ضد دولتى كه از نو مسلمانان نيز جزيه طلب ميكرد و ميگفت اينان براى فرار از جزيه به ظاهر رو بمسلمانى كرده‌اند دريغ نداشتند . بنا بر اين عجيب نيست اگر از پس آن خشونتها و شدت عملها كه عمال دولت اموى در ماوراء النهر كردند اين فرقه مذهبى اعلام كرد كه خون بيگناهان را نبايد ريخت و هر كه مسلمان است از حقوق مسلمانى بهره‌ور است . خلاصه سخن آنكه مرجئه مدافعان مساوات اسلام بودند و از انحراف امويان كه تعصب قديم عرب را زنده كرده بودند عيبجوئى ميكردند بىگفتگو قسمت اعظم پيروان حارث بن سريج كه بپيشوائى فرقه مرجئه در ماوراء النهر بر ضد امويان بشوريدند چنين فكر ميكردند . وى ميپنداشت مهدى موعود است و خدايش برانگيخته تا مظلومان را خلاص كند بدين جهت علم طغيان بر ضد بنى اميه برافراشت و مدتها با اين مردم جابر كه در جمع‌آورى جزيه از بندگان خدا انواع مظالم را مرتكب ميشدند جنگ داشت . هدف حارث پيشواى مرجئهء ماوراء النهر اين بود كه مسلمانان بتبعيت قرآن و سنت پيمبر بازآيند و دولتى انتخاب كنند كه اكثريت از آن خشنود باشند و چون مردم از مظالم امويان سخت نارضا بودند به زودى كار وى بالا گرفت و همه شهرهاى ساحل سيحون را بگشود . آنگاه در برابر سپاه اسد بن عبد الله قسرى كه از جانب امويان حكومت خراسان داشت تاب مقاومت نياورد و شهرهاى گشوده را از دست داد و به داخل ماوراء النهر متوارى شد ( 118 ه ) سپس وليد دوم خليفه اموى در نتيجه وساطت نصر بن سيار والى جديد خراسان بر وى بخشود ولى حارث نياسود و كمى بعد سر بطغيان برداشت و به يمنيان مقيم خراسان كه از وضع موجود خوشدل نبودند پيوست و نصر بن سيار را از مرو پايتخت خراسان بيرون كرد سپس با همدستان خويش يعنى يمنيان راه خلاف گرفت و تا هنگام مرگ وى بسال 128 ه اين