تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
خونين كردند از عقايد معتزليان مايه ميگرفتند ، كه مردمى منظم و خوشفكر بودند و در استنتاج قضايا از مبادى به صورت منطقى هنرى فوق العاده داشتند و عقايدشان با تمايلات خارجيان مطابقتى عجيب داشت . از اينجا ميتوان دريافت كه اين فرق مذهبى در زوال دولت اموى تاثير فوق العاده داشتند كه معتقد بودند پيكار با امويان بمنزله جهاد است و براى تأييد نظر خويش برفتار يزيد اول و يزيد دوم و وليد دوم از خليفگان اموى كه آشكارا مبادى اسلام را خرق كردند و پسر پيمبر را كشتند و حرمت مدينه را نگه نداشتند و گروهى از بدريان را در حره به خون كشيدند و بر خلاف اصل برابرى براى دور ماندن از مردم ، دربان و اطاقك پديد آوردند ، بر اين رفتار بسيار زشت استناد ميكردند .

اختلاف خاندان اموى

اختلافات خاندان اموى را كه در نتيجه رقابتهاى شخصى پديد آمده بود از علل مهم سقوط دولت ايشان بايد شمرد . چنان كه ميدانيم نخستين اختلاف مسلمانان در قضيه امامت پديد آمد و فرقه‌هاى بسيار پديد آورد كه اسلام را از جريان اصلى منحرف ساخت . امويان كه شام را مقر حكومت خود كرده بودند در نتيجه دهاى معاويه بقدرت رسيده بودند از آنهنگام كه حسن بن على در نتيجه خيانت و بدرفتارى ياران خود به صلح با معاويه ناچار شد ، قدرت اسلام از مدينه و كوفه بدمشق افتاد و در راه قدرت‌نمائى امويان مانعى نماند مگر آن قيام‌ها كه گاه و بيگاه از طرف بعضى مدعيان خلافت ميشد و بسرعت سركوب ميشد . امويان ميپنداشتند كه پس از خليفگان سه گانه ابو بكر و عمر و عثمان خلافت حق ايشان است كه خويشاوندان عثمانند و خونخواهى وى كه پنداشتند بستم كشته شده خاص ايشانست . اين گروه صاحب قدرت در ميان مسلمانان دستجات مخالف نيرومند داشتند كه از جمله اهل مدينه يعنى انصاريان يمنىنژاد بودند كه از روزگار ديرين امويان قرشى را دشمن داشتند و آنها را غاصبان قدرت ميشمردند . خاصه پس از جنگ حره