تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
عمده داد . سجلات مجلس قضا را كه بدوران ما پرونده گويند نظم و ترتيب داد و جزئيات دعوى و وصيت و دين و هرچه را در دعوى اثر داشت در آن ثبت كرد و هم او " مأمور تحقيق " براى كشف احوال شاهدان گماشت اما گوئى در اين كار نتيجهء مطلوب بدست نيامد كه مأمور تحقيق از بعضى مردم رشوه ميگرفت تا بنزد قاضى عدالتشان را مقرر كند . گوئى مفضل زيان استعانت از اينمرد را ندانسته بود كه از همه شهر ده كس را براى شهادت معين كرد و مردم اين كار را نپسنديدند كه شاهدان منتخب اندك بودند و هيچيك از قاضيان سلف اين كار را نكرده بود . و يكى بنام اسحاق بن معاذ كار وى را تقبيح كرد و گفت : " در كار قضا ستم را رواج دادى و گروهى دزدان را عادل وانمودى هيچكس نشنيده كه شمار مردم عادل چنين اندك باشد " . لهيعة بن عيسى كه از 196 تا 204 دو بار قاضى شد اوقاف را نظم داد و اموال اوقاف را فراهم آورد و سهمى از آن را خاص مردم مصر كرد و كسانى را كه ثبت و ضبط نام و نامه - هاى اهل دعوى را به عهده داشتند از آن نصيب داد . پس از وى اين روش متروك شد اما رفتار لهيعه مردم مصر را خشمگين داشت كه سى كس از مردم را تقرب داده و خاص خويش كرده بود . سازمان قضائى مصر از عيوبى كه زاده اوضاع و احوال آنروزگار بود مبرا نبود كه روح قاضيان از رواج رشوه به پستى گرائيده بود از جمله رشوه‌خواران عبد الرحمن عمرى بود كه گويند صد هزار دينار از رشوه اندوخت ، بشرابخوارى نيز راغب بود و بخانه‌هاى ناباب بسماع ميرفت كه شهرت وى لكه‌دار شد و از اهميت افتاد با وجود اين همو بود كه دفترى از نام شاهدان آماده كرد و قاضيان خلف تبعيت وى كردند . از جمله معروفترين قاضيان آنروزگار ابن مسروق كندى بود كه از 177 تا 184 قضاوت داشت كه مقام قضا را بالا برد و بقدرت ولايتدار سر فرود نياورد و چنان كه از پيش رسم بود بمجلس او حضور نيافت و نتيجه آن شد كه از پس وى قاضيان از حضور