مذهب مالك ميرفتند و حاكمان احكام ايشانرا اجرا ميكردند .
امويان اندلس چون امويان مشرق و عباسيان گاهى فرماندهى سپاه را به قاضيان ميدادند . ابن خلدون گويد : " گاهى فرماندهى جهاد روميان را به قاضيان ميدادند .
يحيى بن اكثم بدوران مأموران به پيكار روميان ميرفت . منذر بن سعد قاضى عبد الرحمن ناصر نيز فرماندهى سپاه مييافت . اينمقام خاص خليفگان يا منتخبان ايشان چون وزيران مختار يا اميران صاحب اقتدار بود .
نظارت بر درآمد اوقاف و نگهدارى سجلات فتوى و مراقبت در اقامه نماز در ايام جمعه و عيد در مسجد بزرگ قرطبه يا مسجد زهرا كه عبد الرحمن ناصر ساخته بود و قرائت دعا در نماز استستقا از وظايف قاضى بود .
رسيدگى
همسنگ منصب قضا ، كار رسيدگى به مظالم بود و كسى كه اين مقام را داشت بهر قضيه كه قاضى از آن مانده ميشد رسيدگى ميكرد . و او را " مأمور مظالم " ميگفتند كه در همه جا مستقيما از طرف وزير منصوب ميشد . بعضى خليفگان عباسى دوست داشتند شخصا براى رسيدگى به مظالم بنشينند . ماوردى فرق ميان رسيدگى قضائى و رسيدگى مظالم را ياد مىكند از جمله آنكه مأمور مظالم مهابت و قدرت از قاضيان بيش داشت كه اهل دعوى را از بيهودهگوئى و ستمگران را از غلبهجوئى مانع ميشد و ميتوانست از دقت در قرائن حق را از باطل بشناسد و اهل دعوى را وادار كند كه اختلاف خويش را بسازش ختم كنند و قاضى اينرا بىرضاى اهل دعوى نميتوانست و نيز مامور مظالم اگر از شاهدان بدگمان ميشد شاهدان ديگر ميطلبيد تا بدگمانى از او برود و نيز ميتوانست بدلخواه خويش شاهدانى را بخواند و مشهود ايشانرا بپرسد . اما رسم قضا چنان بود كه از مدعى شاهد خواهند و تا نخواسته باشند گفتار شاهد را نشنوند .
محكمه مظالم برياست خليفه يا ولايتدار يا نائب وى به پا ميشد مأمور مظالم اگر