هولانگيز كرده بود و از شجاعت و مقاومتشان حوادث افسانهوش در تاريخ دولت اموى مانده است ، از جمله نقل كردهاند كه چهل تن خارجى يك گروه دو هزار نفرى از سپاه عبيد الله بن زياد را تار و مار كرد .
در دوران مروان آخرين خليفه اموى ( 127 - 132 ه ) خطر خارجيان بزرگ شد كه فرصت اختلاف امويان را غنيمت شمردند و به پيشوائى ضحاك بن قيس شيبانى قيام كردند و عراق را بخطر انداختند و كارشان چنان بالا گرفت كه با قتل ضحاك رهبر خارجيان ، شورش ايشان آرام نشد و بار ديگر به پيشوائى ابو حمزه خارجى در حجاز و حضرموت قيام كردند ولى مروان بن محمد اموى ابو حمزه را در هم شكست و بكشت و از آن پس بدوران بنى اميه قيام خارجيان قوام نگرفت .
مرجئه
اكنون درباره يكى از فرق اسلامى كه نفوذ آن در توجيه سياست اسلام از شيعيان و خارجيان كمتر نبود يعنى فرقه مرجئه كه در نيمه دوم قرن اول هجرى تحت نفوذ عناصر و افكار مسيحى در دمشق پديد آمد گفتگو ميكنيم .
مرجئه بر خلاف خارجيان عثمان و على و معاويه و يارانشان را بكفر منسوب نميدارند و ميگويند هر كه به وحدانيت خدا ايمان دارد هر گناهى مرتكب شود و هر عقيدهاى اظهار كند كافرش نتوان گفت . اين قضيه مربوط بخداست كه روز رستاخيز درباره آن قضاوت خواهد كرد . كلمه مرجئه از مايه ارجاء بمعنى تاخير است . در حقيقت اينان قضاوت درباره فرق مختلف اسلام را تا هنگام رستخيز و قضاوت الهى مؤخر ميدارند و در اين باب قضاوتى نميكنند .
يكى از مسائل پيچيده آن عصر قضيه نو مسلمانان بود و مرجئه در كار توفيق قضاياى مورد اختلاف ميان عرب و مسلمانان غير عرب نقش مهمى داشتند زيرا در آن ايام كه شدت اختلاف در كار خلافت سستى گرفته بود اين قضيه كه با مسلمانان نواعتقاد چگونه