ديدند .
حاجب مقامى معتبر داشت و رئيس تشريفات يا وزير دربار عصر ما بود و وظيفه داشت مردم را به نسبت مقام و اهميتشان بحضور خليفه بار دهد .
عباسيان نيز برسم امويان حاجب گرفتند و مردم را جز براى كارهاى مهم بار ندادند و در اين زمينه دقت بيشتر كردند و بتعبير ابن خلدون پرده اول و پرده دوم داشتند كه ميان مردم و خليفه دو خانه فاصله بود خانه خاصه و خانه عامه كه هر دسته را مطابق رأى حاجب در جاى معين ميپذيرفت . بدوران انحطاط دولت كار سختتر شد و پرده سوم نيز پديد آمد كه خانه ديگرى بود و خواص بدان راه توانستند يافت .
با پيشرفت دولت عباسى كار حاجب بالا گرفت و در امور دولت از او راى ميخواستند و بسى كارها را بىمشورت وزير فيصله ميداد و ديوانيان را وادار ميكرد كه همه كارها را به دو بازگويند و كارى را بىموافقت او بانجام نبرند .
از جمله معروفترين حاجبان دوران اول عباسى فضل بن ربيع بود كه با سعايت از برمكيان مقدمات سقوط ايشان را فراهم كرد و هم فتنه امين و مأمون را دامن زد پس از او ايتاخ ترك حاجب واثق را نام بايد برد .
حكومت ولايات
سازمان ادارى عباسيان بدوران اول بر اساس مركزيت بود و حاكمان ولايات مامورانى بودند و از آن قدرت كه ولايتداران اموى چون حجاج بن يوسف و زياد بن ابيه داشتند خبرى نبود و طبعا حاكمانى از اين گونه اشخاص معتبر و مبرزى نبودند و بجز حاكم در ولايات مأموران ديگر بودند كه از همه مهمتر خزانهدار بوده و ناظر پست و قاضى . در حقيقت وظايف دولت ميان مأموران مختلف تقسيم شده بود و حاكم بجز امامت نماز و فرماندهى سپاه كارى نداشت .
سيد امير على گويد : " سازمان ادارى قوانين معين داشت و از سازمانهاى جديد