تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
و لشكر همه با وى بود . پس از او وزارت را به حسن بن سهل داد و پوران دختر وى را بزنى گرفت و دولت فرزندان فضل بگفتار مؤلف الفخرى بر پيشانى روزگار خالى سپيد بود . آنگاه وزارت مامون به احمد بن ابى دواد رسيد كه دبيرى دانا بود و خطى زيبا مينوشت . از پس وى وزيران بودند كه بعضى در كار فقه و شريعت دست داشتند و بعضى ديگر نويسندگان نكو خط بودند ولى همه وزيران مامون از پس فرزندان فضل وزيران اجرا بودند نه وزير مختار و در كار دولت استقلال نداشتند كه مامون تدبير امور را به نظر خويش ميكرد و از قدرت وزيران بيم داشت و از كار برمكيان بدوران هارون و فضل بن ربيع بروزگار امين و فرزندان سهل در آغاز خلافت خويش پند گرفته بود . از جمله معروفترين وزيران اجرا بدوران مامون و خليفگان دوران اول عباسى احمد - ابن ابى خالد بود . وى از موالى بود و عقلى باريك‌بين داشت و دبيرى توانا بود و رموز دولت را نيك ميدانست قصه وى و مشورت مامون در كار طاهر را از پيش بگفتيم وفات وى بسال 210 و بدوران مامون بود . از جمله وزيران اجرا يكى احمد بن يوسف بود كه او نيز از موالى بود و نويسنده‌اى نكته‌دان بود و رموز دولت و آداب صحبت ملوك را نيك ميدانست و قصه امانت وى را در مشورت مامون گفته‌ايم . واثق وزارت به محمد بن عبد الملك زيات ، وزير پدر داد . گويند وى بدوران پدر از وزير دل خوش نداشت و چون بخلافت رسيد در صف كسان خود كسى را بلياقت او نيافت و ناچار وزارت به دو داد . مؤلف الفخرى درباره دلگيرى واثق از ابن زيات گويد : " معتصم گفته بود مالى به واثق دهند و حواله بابن زيات كرده بود و او مال را نداد و به معتصم گفت چيزى به واثق نبايد داد و خليفه راى وى را پذيرفت و از راى خويش بگشت واثق نامه‌اى نوشت و به حج و عتق و صدقه ملتزم شد كه چون بخلافت رسد ابن زيات را بكشد و چون معتصم بمرد و واثق بخلافت رسيد قصه ابن زيات را
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 228 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده