تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
نزديك بود و معاويه با خدعهء حكميت از سقوط قطعى نجات يافت و على باصرار ياران فريب‌خوردهء خويش بناچار حكميت را پذيرفت ، از او جدا شدند و بر ضدش قيام كردند . خارجيان عقيده داشتند كه خلافت ابو بكر و عمر صحيح بود و عثمان در سالهاى اول بطريق صواب ميرفت و على تا هنگام قبول حكميت به حق بود اين فرقه در حقيقت طرفداران دموكراسى افراطى بودند و ميگفتند هر عرب نژاد آزاد خليفه پيمبر تواند شد . بعضى خارجيان اين نظريه را تعديل كردند ، بجاى عرب و آزاد بودن اسلام و عدالت را شرط خلافت ميشمردند و همين كه بسيارى مسلمانان غير عرب بصف خارجيان پيوستند باز تغيير ديگرى در نظريه ايشان رخ داد . گفتند هر مسلمانى چه بنده چه آزاد بخلافت تواند رسيد و با اين ترتيب نظريه خارجيان با مذهب شيعه كه خلافت را حق موروثى على ع و خاندان وى ميشمارد اختلاف بسيار يافت . آن نارضائى سخت كه مسلمانان از رفتار ناشايست بيشتر خليفگان اموى و بىاعتنائى آنها باصول مسلمانى داشتند در تهييج شيعيان و تقويت خارجيان و مسلمانان ايرانى نژاد كه بدل خواستار سقوط دولت عرب و تجديد افتخارات خويش بودند تأثير فراوان داشت و خارجيان با استفاده از اين نارضائيها بحمايت مخالفان بنى اميه قيام كردند . اصول عقايد خارجيان معلوم ميدارد كه اين گروه متعصب درباره مخالفان خود افكار بسيار افراطى داشته‌اند تا آنجا كه مخالفان مسلمان خود را با كافران و بت‌پرستان همانند ميدانسته‌اند و هرجا فرصتى بوده همه را بيدريغ از دم تيغ ميگذرانيده‌اند بنا بر اين عجب نيست اگر در كار پيكار سخت بودند و در راه مبادى خويش از جان‌بازى دريغ نداشتند . خارجيان در شجاعت و قهرمانى ضرب المثل بودند و مدتهاى دراز موجب زحمت امويان بودند و براى مسلمانان خسارات فراوان مالى و جانى فراهم آوردند . تعصبى كه در عقايد خويش داشتند و شجاعتى كه در دفاع به كار ميبردند ايشان را مردمى