تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
وزير معلوم نبود . بتدريج رسوم و آداب وزارت بكمال رفت و در اواخر دوران اول عباسى وضع مشخص يافت . وزير بازوى راست خليفه بود بنام وى همه كار دولت را بسامان ميبرد نصب عاملان و نظارت در وصول ماليات از وظايف وى بود و به نيابت خليفه زمام دولت را بدست داشت و كار كشور و لشگر را فيصله ميداد و مشاور و يار خليفه نيز بود بدوران اول عباسى وزيران از صولت خليفگان بر جان خويش بيمناك بودند و غالبا از عنوان وزير اجتناب داشتند خالد بن برمك كار وزارت ميكرد اما با همه نفوذ و قدرتى كه داشت عنوان وزير نداشت . بدوران منصور نيز كار چنين بود . وى از پس خالد برمكى وزارت به ابو ايوب موريانى داد . وى از مردم موريان بود و منصور پيش از خلافت او را خريد و تربيت كرد و يك بار كه او را با هديه‌ها بنزد سفاح فرستاد ، سفاح از لياقت و فصاحت او بشگفت شد و او را نگهداشت و آزاد كرد و تقرب داد و صله‌هاى گرانبها بخشيد و همچنان ببود تا منصور بخلافت رسيد و وزارت به دو داد اما او نيز چون اكثر وزيران سلف جان بر سر وزارت نهاد كه از وزيران بنى عباس تا آنروزگار جز خالد برمكى هيچكس از اينمرحله سالم نرفته بود . از پس قتل ابو ايوب ، منصور وزارت به ربيع بن يونس داد كه بروزگار هادى سرنوشتى چون سلف خويش داشت . ربيع مردى شريف و دورانديش و عاقل و هوشيار بود و رموز حساب و دقايق امور دولت و آداب صحبت ملوك را نيك ميدانست و بنيكى راغب بود . گويند روزى منصور ببستان بود و درختكى از نوع خلاف بديد و ندانست چيست و از وزير پرسيد و او كه خوش نداشت كلمه خلاف را به زبان آورد گفت وفاق است . وى همچنان مورد اعتماد منصور بود تا خلافت بهادى رسيد و چون در كار بيعت مهدى دخالت داشت هادى او را بكشت . كار وزارت بدوران مهدى روشنتر بود و وزيران در اعمال خويش از ايام منصور اختيار بيشتر داشتند كه مهدى به وزيران خويش كه مردمى لايق بودند اعتماد داشت و