تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
كه پسر را از ديدار وى صبورى نيست بگفت تا بيارندش . وقتى ابراهيم را بنزد خليفه بردند به شكار ميرفت و چون بديدش سه بار به خدا قسم خورد كه هنگام بازگشت خواهدش كشت و گفت تا بزندانش كنند . ابراهيم بزندان دعا ميگفت و تضرع ميكرد و مهدى در همان اثنا بمرد . هادى در خلافت خويش وزارت بيار ديرين داد اما وزارت وى نپائيد كه هادى از پس مدتى اندك بمرد . ماوردى از دو قسم وزارت ياد مىكند وزارت مختار و وزارت اجراء و در تفاوت آن چهار وجه گويد : نخست آنكه وزير مختار تواند در شكايت كسان نظر كند و وزير اجرا نتواند دوم آنكه وزير مختار تواند عزل و نصب ولايتدار كند و وزير اجرا نتواند . سوم آنكه وزير مختار سپاه فرستد و كار جنگ راست كند و وزير اجرا در اين باب اختيارى ندارد چهارم آنكه وزير مختار تواند در اموال خزانه تصرف كند گرفتنى را بگيرد و دادنى را بدهد . از اينروست كه شرايط دو منصب مختلف است يكى آنكه وزير مختار بايد آزاد باشد و وزير اجرا غلام تواند بود . ديگر آنكه وزير مختار را مسلمانى بايد و اين شرط در وزير اجرا نيست و هم بايد وزير مختار به احكام شريعت واقف باشد و وزير اجرا ازينجمله اگر چيزى ندانست ندانست شرط مهم وزير مختار اينست كه به كار جنگ و خراج واقف باشد و وزيران اجرا را از اين معاف داشته‌اند . " معروفترين وزيران مختار بدوران اول عباسى برمكيان بودند كه وقتى هارون يحيى برمكى را وزير خود كرد ، گفت : " كار رعيت را به تو دادم و از گردن خويش برداشتم هرچه پسنديدى عمل كن هر كه را خواهى به كار گير و هر كه را خواهى بر كنار كن . " و انگشتر خاص را به دو داد و پس از آن انگشتر خلافت را نيز به دو سپرد و همه گشودن و بستن كار دولت با او شد جعفر پسر يحيى نايب وى بود و كار برمكيان چنان بالا گرفت كه با وجود ايشان كارى بدست خليفه نبود . مأمون وزارت به فضل بن سهل داد كه او را ذو الرياستين نيز گفتند كه كار كشور