تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
را بيفزايد و سادگى عربى كه در دولت اموى بود از ميان رفت . ميان دولت اموى و عباسى تفاوت ديگر نيز بود كه بدوران اموى قدرت بدست عرب بود اما بدوران عباسى پارسىنژادان قدرت يافتند كه دولت بكمك ايشان پايه گرفته بود و از آغاز كار نفوذشان در همه كار رخنه كرد . سقوط خاندان متنفذ برمكيان كه از دوران منصور قدرتى بزرگ يافته بود ناگهانى بود . مامون خليفه هفتم از مادر پارسىزاده بود و همسر پارسى داشت از اينرو توان گفت كه پيدايش عباسيان انقلابى بود كه دولت خسروان را تجديد كرد و بغداد پايتخت اين نهضت پارسى بود . " خليفگان عباسى چون خلفاى اول و بعضى امويان امامت نماز نميكردند و خطبه جمعه نميخواندند اما آن برد معروف را كه از پيمبر بازمانده بود بتن ميكردند و در مراسم دينى بعنوان نايب پيمبر حضور مييافتند . خليفه عباسى عنوان امام را خاص خود كرد پيش از آن بدوران خليفگان اول و امويان اين لقب خاص امام جماعت بود و شيعيان " امام " را عنوان كسانى از خاندان علوى كرده بودند كه ميگفتند خلافت حق ايشان است و خليفگان ديگر غاصبند و چون خلافت عباسى بر نظريه حق الهى استوار بود عباسيان عالمان دين را تقرب ميدادند تا اين عقيده را كه در زندگى سياسى دولت مؤثر بود رواج دهند . رسم وليعهدى را عباسيان بنياد نكردند كه امويان از پيش خلافت را موروثى كرده بودند . رسم دو وليعهدى نيز از ايشان نبود . هارون سه وليعهد داشت . و از اين رسم شوم فتنه‌ها زاد كه شمه‌اى ازان را گفتيم بعضى خليفگان وليعهد نداشتند چون واثق كه به تبعيت عمر خطاب و معاويه دوم گفته بود مسئوليت خلافت را در زندگى و مرگ به عهده نميگيرم .

وزارت

رسم وزارت در دولت عباسى باقتداى خسروان پارسى پديد آمد اما در آغاز كار مثلا بدوران ابو سلمه خلال حدود قدرت و وظايف