همراه داشتند و دولت خويش را از دولت امويان ممتاز ميدانستند كه قدرت امويان اساس دينى نداشت ، اين امتياز را كه پايه حق ايشان بود بدقت حفظ ميكردند و نميخواستند فقط پادشاهان ساده باشند بلكه مصر بودند دولتشان پايه دينى داشته باشد كه از پيش ، مسلمانان پرهيزگار امويان را دنياپرستان ميشمردند كه بدربار دمشق و آن قصرها كه بصحرا داشتند رسوم قديم عرب را تجديد كرده بودند اما دولت عباسى به رسوم و آداب دين پاىبند بود .
سيد امير على گويد : " وضع دولت عباسيان تا بدوران رشيد استبداد مطلق بود و رجال دولت و بزرگان خاندان عباسى كه به ظاهر مشاوران غير رسمى دولت بودند در كارها اثرى نداشتند كه همه قدرت بدست خليفه بود و همه دستور امور دولت از او صادر ميشد . "
در نتيجه آن دلبستگى كه خليفگان عباسى به پارسيان داشتند بدوران ايشان سازمان دولت چون سازمان دولت پارسى بدوران ساسانيان بود . پالمر گويد : " بدوران عباسيان كه قيام دولتشان مديون پارسيان بود طبعا انديشههاى پارسى نفوذ يافت وزير پارسىنژاد در راس دولت بود و خلافت سازمانى چون امپراطورى ساسانيان داشت خليفه از رعيت روى بپوشيد و وزير و جلاد گرفت و هاله قدس و مهابت اطراف وى پديد آمد . رسوم پارسى بدربار بغداد نفوذ كرد ، نوروز و مهرگان عيدهاى كهن پارسى را جشن گرفتند و خليفه عباسى رسم خسروان گرفت و عظمت و جلال ايشان را تقليد كرد ، هر كه نزد خليفه ميشد كمر خم ميكرد و نزد وى زمين را بوسه ميزد و چون نزديك ميشد روى خليفه را ميبوسيد البته جز بزرگان دولت كمتر كسى به اين افتخار ميرسيد . "
دكتر سنهورى درباره سازمان دولت اسلام بدوران اول عباسى و نفوذ پارسيان در دستگاه عباسيان گويد : " دولت اسلامى ، سلطنت موروثى استبدادى شد . رسم وليعهدى براى آن بود كه خلافت را در خاندان عباس محفوظ دارد و ابهت خليفگان
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٢٢٣