تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢

خلافت

سازمانى كه دولت عباسى بدوران اول بدست منصور پايه نهاد از سازمان قديم ايران كه از دوران خشايارشا معمول بود اقتباس شد و عباسيان در كار حكومت خويش بر روش ساسانيان ميرفتند نگفته پيداست كه در دولت عباسى سازمان خلافت تغيير يافت كه اين دولت از نيروى پارسيان مايه ميگرفت و اينان كينه امويان داشتند كه چرا مردم غير عرب را بر خلاف قرآن و سنت در حقوق سياسى و نظامى با عرب برابر نميكردند . عباسيان چون امويان جانشينى را به فرزند خويش ميدادند ، ايرانيان نيز پيروان نظريه تقدس سلطنت بودند كه به پندار ايشان هر كه بىنسب خاندان سلطنت قدرت را بدست گيرد حق ديگرى را غصب كرده است . به نظر ايشان خليفه عباسى بارادهء خدا نه اراده مردم حكومت ميكرد ابو جعفر منصور نيز گفته بود : " من مظهر قدرت خدا در زمينم . " و اين با وضع خلافت بدوران خليفگان اول كه قدرتشان مايه از مردم ميگرفت اختلاف بسيار داشت . ابو بكر از پس تصدى خلافت گفته بود " اگر نكو كردم ياريم كنيد و اگر بد كردم بصلاحم بازآيد " . و هم عمر بن عبد العزيز گفته بود : " من از هيچكس بهتر نيستم فقط بار من از شما سنگين‌تر است . " عباسيان حق دولت خويشرا بر اين پايه نهاده بودند كه ارث از خاندان پيمبر مىبرند و خلافت را با يك قسم دولت تيوكراسى كه نفوذ و قدرت آن خاص پيشوايان دين است