اهل جماعت شيعه خوارج
وقتى پيغمبر بجوار پروردگار رفت مهاجر و انصار در كار اختلاف كردند و عاقبت كار بر ابو بكر قرار گرفت ولى بسيارى كسان چون عباس عم پيغمبر و طلحه و زبير ، دو مسلمان قديمى و متنفذ و بسيارى ديگر از وجوه مسلمانان كه دل با على ع داشتند به دو پيوستند و كار اختلاف بالا گرفت و زمينه براى تقسيم مسلمانان باهل جماعت و شيعه آماده شد
اهل جماعت آن گروه از مسلمانانند كه بخلافت شيخين يعنى ابو بكر و عمر و پس از آنها عثمان رضايت دادهاند و وقتى دولت اموى استقرار يافت از آن اطاعت كردهاند .
در حقيقت اين گروه با دولتهاى وقت همآهنگ بودهاند . طوايف ديگر چون شيعه و خوارج غالبا بر ضد قدرتهاى وقت قيام ميكردهاند و در قرون اول اسلام بكسب قدرت و تشكيل دولت موفق نشدهاند ، و تا مدتها مورد تعقيب و زجر دولتها بودهاند .
شيعه
همه كسانى كه عقيده دارند خلافت حق خاندان پيغمبر است و از پس مرگ وى على به حق وصايت و وراثت جانشين وى بود و اين حق در خاندان على موروثى است شيعه ناميده ميشوند كه آنها نيز طوايف مختلف دارند بعضى فرق شيعه عقيده دارند كه امامان معصومند و صفات خدائى در آنها جلوه كرده و هر كه جز اين معتقد باشد از دين بيرون شده است . اين گروه بتأييد نظر خويش گويند كه على نخستين كس از مردان بود كه مسلمان شد و كوششى كه در راه اعتلاى كلمه اسلام كرد چنان بود كه بعد از پيغمبر هيچكس همطراز او نبود و هم از پيغمبر احاديثى روايت ميكنند كه ضمن آن از حرمت خاندان على و حق امامت وى ياد شده است .
اهل جماعت پنداشتهاند كه نظريه وصايت از مبدعات ابن سبا بود كه ميگفت چنان كه محمد ص ختم پيمبران است على ع نيز ختم وصيان است . نظريه حق الهى و موروثى نيز از افكار ايرانيان قديم كه در جنوب عربستان نفوذ داشتند اقتباس شده است .