تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
محصور شد اما مقاومتى سخت كرد و ترس وى بدلها افتاد و عبد الرحمن هزار دينار جايزه براى سرش معين كرد و يكى از بربران ويرا بكشت و سرش را به نزد خليفه اندلس برد . بدينگونه سياست مهدى كه ميخواست اندلس را به قلمرو عباسيان باز آرد بشكست انجاميد . عبد الرحمن در قرطبه مستقر شد و قصر و مسجد بساخت و نام عباسيان را از خطبه برداشت و شوكت بنى مروان را كه از مشرق برافتاده بود در مغرب تازه كرد و شورشيانى كه در هر ناحيه فراوان بودند به دو پيوستند . وى مردى عدالت پيشه بود ، بشكايتها ميرسيد و داد ضعيف را از قوى ميگرفت و چون وقت غذا ميرسيد كسان و مراجعان را كه بدربار وى آمده بودند بر خوان مينشاند . عبد الرحمن سى و سه سال در اندلس حكومت كرد و بسال 172 بمرد . دوازده فرزند داشت كه از آن جمله يازده پسر بود حكومت وى بدوران منصور و مهدى و هادى و هارون عباسى بود .

حشام و حكم اول

هشام اول جانشين عبد الرحمن شد كه او را وليعهد كرده بود مادر هشام كنيزى بود حلل نام . عبد الرحمن در زندگى خويش ولايت مارده را به دو داده بود و رموز حكومت را به وى آموخته بود كه بلياقت وى اعتمادى داشت . مؤلف نفح الطيب هشام را به عدالت و رسيدگى به كار كسان همسنگ عمر بن عبد العزيز مىكند وى فقيهان را تقرب داد كه بدوران وى مقام و نفوذى بزرگ يافتند . معروفترين فقيه عصر وى يحياى ليثى از بربران بود كه بطلب علم از اندلس بمشرق رفت و از مالك بن انس علم آموخت و كتاب موطاء را از او روايت كرد و رياست فقه و حديث يافت . هشام در كار كشوردارى دقيق بود ، معتمدان خويشرا بولايتها ميفرستاد تا درباره روش عاملان وى تحقيق كنند و چون خبر مييافت كه يكى ستمى كرده بعزل وى ميپرداخت
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 207 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده