پنجهزار بود مهمات امور را به كف خويش داشت ، فرستادگان نهانى داشت كه وى را از احوال عامه خبر ميدادند . فقيهان و دانشوران و پارسايان را تقرب داد و پايه قدرت آيندگان را استوار كرد .
شارل مارتل پادشاه فرنگ ميخواست از آن اختلاف كه ميان عباسيان و امويان بود بهره گيرد و با مهدى عباسى نزديك شد تا در بغداد نفوذى بدست آرد و از اين نفوذ بر ضد امپراطور روم شرقى كه رقيب وى بود استفاده كند .
شارلمانى كه پس از او بود ميوه اين سياست را چيد و با هارون الرشيد دوستى كرد روابط هارون با امپراطور فرنگ گرم و دوستانه بود و به عكس با روم شرقى دشمنى بكمال داشت . شارلمانى هيئت سفارتى از دو مسيحى و يك يهودى ببغداد فرستاد كه راه زيارت از ديار فرنگ ببيت المقدس و هم راه تجارت دو كشور را بگشايند و از دانش مشرق چيزى بفرنگ برند ، هارون سر آن داشت كه با وى بر ضد امپراطور روم شرقى و خليفه اندلس همپيمان شود .
اما اين سفارت و نامهها كه در ميانه بود نتيجه مهمى نداد جز آنكه هارون كليد كليساى بيت المقدس را بنزد شارلمانى فرستاد و ميان وى و خليفه بغداد هديهها مبادله شد و مسيحيانى كه به زيارت بيت المقدس ميشدند از حمايت شارلمانى برخوردار بودند و اين قضيه عواقب بزرگ داشت كه شاهان فرنگ حمايت سرزمينهاى مقدس فلسطين را حق خويش دانستند و جنگهاى خونين صليبى كه براى شرق نزديك مصيبتى همانند هائله مغول بود از آنجا مايه گرفت .
از جمله هديهها كه هارون به شارلمانى فرستاد و در فرنگ مايه شگفت كسان شد فيلى بود كه به اكس لاشاپل پايتخت شارلمانى رسيد و نام آن ابو العباس بود و هم آن ساعت آبى زنگدار كه پنداشتند ابزار جادوست و جز آن از تحفههاى كمياب مشرق چيزها بود كه فرنگان نديده بودند .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٢١٠