تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
و انصاف مظلوم ميداد براى هر شهر نگهبانى معين كرد تا باختلافات و جرائم برسد . فرمان داده بود از نيكمردانى كه بىعذر موجه به مسجد نميشدند همانند بدكاران غرامت بگيرند . مردى ملايم بود عيادت بيماران ميكرد و در آن پيكارها كه با مسيحيان شمال كرد همه جا فرماندهى سپاه را به عهده داشت ، مردم او را مهربان و دادگر عنوان داده بودند . مردى پارسا و پرهيزگار بود و همه دوران خويشرا صرف اصلاح بلاد و رفاه عامه كرد . شهر قرطبه را رونق داد و ساختمانهاى مجلل و باغستانهاى نزهت‌زا در آنجا پديد كرد و پلى را كه بدوران امويان عامل عمر عبد العزيز بر وادى الكبير ساخته بود و به ويرانى رفته بود از نو بساخت و هم مسجدى را كه عبد الرحمن پى افكنده بود بپايان برد و در اطراف ولايت مسجدهاى بسيار ساخت . زبان عربى را رواج داد تا آنجا كه يهودان نيز در مدارس خويش عربى ياد ميدادند . تواضع وى چنان بود كه در خيابان‌هاى قرطبه پياده رفتى و با مردم بياميختى بخويشتن بشكايت‌ها رسيدى و مردگان را تشييع كردى . هشام بسال 180 از پس هفت يا هشت سال حكومت بمرد ، بگفته مقرى " وى اهل خير و صلاح بود و جهاد بسيار كرد " از پس هشام ، حكم اول به ولايت رسيد . روش وى با پدر اختلاف بسيار داشت كه فقيهان را از دخالت در امور دولت دور كرد و گفت كار ايشان بجز انجام مراسم دين و قضا نيست و اينگروه بجنبيدند و هشام را لعن كردند و مردم را بشورش خواندند و چون حكم نگهبانان خاص از غلامان مزدور گرفت كينه ايشان سختتر شد و تباهى در راهها افتاد و آن گروه از مردم اندلس كه بمسلمانى رو كرده بودند در قرطبه و طليطله شورش فقيهان شهر را كه يحيى ليثى و طالوت فقيه علمدار آن بودند نيرو دادند و حكم را از ولايتدارى بينداختند و با يكى از خاندان وى بيعت كردند و اين كار در ناحيه غربى قرطبه انجام شد حكم پايمردى كرد و در پيكار شورشيان فيروز شد و تيغ در ايشان نهاد