مدفون شد و مامون روش ديرين از سر گرفت و لباس سبز را منسوخ كرد و شعار عباسيان كه لباس سياه بود تجديد شد .
با وجود آن هميشه سياست مامون نسبت بعلويان ملايمتآميز بود . چنان كه محمد ابن جعفر صادق را از پس آن خروج كه به مكه كرد و دعوى خلافت داشت و شمهاى از كار او را بگفتيم چون دستگير كرد ببخشيد و آزاد كرد .
سيوطى گويد از مامون درباره آن ملايمت كه با علويان داشت پرسيدند گفت وقتى ابو بكر بخلافت رسيد هيچيك از بنى هاشم را كار نداد پس از او عمر و عثمان نيز رفتار همانند وى داشتند و چون على خلافت يافت عبد الله بن عباس را ولايت بصره داد و عبيد الله را حكومت يمن و معبد را مكه و قثم را بحرين داد و بهر يك از فرزندان عباس كارى سپرد و اين منت به گردن ما بود تا درباره فرزندان وى جبران كرديم .
و هم بهنگام مرگ درباره علويان به معتصم سفارش كرد و گفت : " اينان عمو - زادگان تواند صحبتشان را نكو دار ، از بدانشان درگذر و نيكانشان را رعايت كن و از پرداخت عطاياى ايشان غفلت مكن كه اداى حقوقشان واجب است . "
رفتار مامون با علويان همچنان ملايمتآميز بود تا بسال 207 كه عبد الرحمن بن احمد علوى در يمن بشوريد و مامون سپاهى فراوان بفرستاد و او را امان داد و بگرفت و ببغداد آورد از آن پس دل با علويان بگردانيد و ايشانرا بار نداد و لباس سياه برايشان مقرر كرد .
نفوذ تركان در خلافت عباسيان
امويان در كار دولت بر عرب تكيه داشتند بدوران ايشان همه منصبهاى كشورى و لشگرى خاص عرب بود و عرب و غير عرب كه در مقررات اسلام برابر بودند بنزد مدعيان خلافت اسلام يكسان نبودند خاصه موالى و پارسيان كه پيوسته براى تضعيف قدرت امويان ميكوشيدند و مخالفان دولتشان را تأييد ميكردند و سرانجام دولت بنى اميه