در منابع غير شيعه روايتها هست كه اين نظر را تأييد مىكند كه مامون از آغاز از امام خوشدل نبود از جمله اين روايت كه قفطى در اخبار الحكما آورده است : " عبد الله ابن سهل بن نوبخت منجمى بزرگ بود و از كسان مامون بود كه قدر وى را در صناعت نجوم ميشناخت كه اطرافيان خويش را با دقت بسيار برميگزيد . مامون چون ديد كه خاندان على بدوران منصور و ساير عباسيان نهان زيستهاند و كار ايشان از مردم پوشيده است از اينرو كسان درباره ايشان پندارهاى گونهگون دارند و بعضيشان را بمقام پيمبران مىبرند و مقامات ديگر ميدهند خواست اين انديشهها را از عامه ببرد اما اگر متعرض ايشان ميشد كار آشفتهتر ميشد و چون زير و روى كار را بديد پنداشت كه اگر علويان ميان مردم آشكار شوند و همگان رفتارشانرا بهبينند كه از ايشان بدكار و ستمگر نيز هست مهابتشان بشكند و شيفتگى مردم سست شود و بينديشيد كه اگر گوئيم آشكار شوند بيم كنند و بدگمان شوند ، بايد يكيشان را پيشوا كنيم و چون رفتار ما را بهبينند گذشته را از ياد ببرند و ظاهر شوند و باطن خويشرا بنمايند و مردم از حالتشان آگاه شوند و علويان از اوج شوكت فرود آيند و چون اين انديشه را بپخت نيت خويش را از اطرافيان نهان داشت و به فضل بن سهل گفت ميخواهم امامت را بيكى از آل على دهم و چون نيك بينديشيدند شايستهتر از امام رضا براى امامت نديدند . فضل كه از باطن آگاه نبود در انجام كار بكوشيد و وقت مناسب براى بيعت امام برگزيد كه طالع سرطان بود قرين مشترى . عبد الله بن سهل بن نوبخت گويد خواستم نيت مامون را بدانم كه باطن نيز چون ظاهر دارد يا نه كه كارى بزرگ بود و پيش از انجام بيعت رقعهاى با خادمى كه در مهمات امور رابطه ما بود نزد او فرستادم و نوشتم : كار وليعهدى در اين وقت كه وزير انتخاب كرده سرانجام نيك نگيرد و نقصان يابد كه مشترى اگر چه در خانه شرف است اما سرطان طالعى انقلابخيز است و در خانه چهارم مريخ است كه نحوستزاست و وزير از اين غافل است مامون به من پاسخ داد راى تو را بدانستم خدايت پاداش نيك
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص١٧٦