تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
در منابع غير شيعه روايتها هست كه اين نظر را تأييد مىكند كه مامون از آغاز از امام خوشدل نبود از جمله اين روايت كه قفطى در اخبار الحكما آورده است : " عبد الله ابن سهل بن نوبخت منجمى بزرگ بود و از كسان مامون بود كه قدر وى را در صناعت نجوم ميشناخت كه اطرافيان خويش را با دقت بسيار برميگزيد . مامون چون ديد كه خاندان على بدوران منصور و ساير عباسيان نهان زيسته‌اند و كار ايشان از مردم پوشيده است از اينرو كسان درباره ايشان پندارهاى گونه‌گون دارند و بعضيشان را بمقام پيمبران مىبرند و مقامات ديگر ميدهند خواست اين انديشه‌ها را از عامه ببرد اما اگر متعرض ايشان ميشد كار آشفته‌تر ميشد و چون زير و روى كار را بديد پنداشت كه اگر علويان ميان مردم آشكار شوند و همگان رفتارشانرا به‌بينند كه از ايشان بدكار و ستمگر نيز هست مهابتشان بشكند و شيفتگى مردم سست شود و بينديشيد كه اگر گوئيم آشكار شوند بيم كنند و بدگمان شوند ، بايد يكيشان را پيشوا كنيم و چون رفتار ما را به‌بينند گذشته را از ياد ببرند و ظاهر شوند و باطن خويشرا بنمايند و مردم از حالتشان آگاه شوند و علويان از اوج شوكت فرود آيند و چون اين انديشه را بپخت نيت خويش را از اطرافيان نهان داشت و به فضل بن سهل گفت ميخواهم امامت را بيكى از آل على دهم و چون نيك بينديشيدند شايسته‌تر از امام رضا براى امامت نديدند . فضل كه از باطن آگاه نبود در انجام كار بكوشيد و وقت مناسب براى بيعت امام برگزيد كه طالع سرطان بود قرين مشترى . عبد الله بن سهل بن نوبخت گويد خواستم نيت مامون را بدانم كه باطن نيز چون ظاهر دارد يا نه كه كارى بزرگ بود و پيش از انجام بيعت رقعه‌اى با خادمى كه در مهمات امور رابطه ما بود نزد او فرستادم و نوشتم : كار وليعهدى در اين وقت كه وزير انتخاب كرده سرانجام نيك نگيرد و نقصان يابد كه مشترى اگر چه در خانه شرف است اما سرطان طالعى انقلاب‌خيز است و در خانه چهارم مريخ است كه نحوست‌زاست و وزير از اين غافل است مامون به من پاسخ داد راى تو را بدانستم خدايت پاداش نيك
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 176 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده