تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
عربى آموختند و با احكام قرآن آشنا شدند و از علوم طبيعى و سياسى آنزمان بهره يافتند و چون از رموز دولت و كار اداره ملك خبردار شدند آزادى را بازگرفتند و باقتضاى لياقت خويش مقامات معتبر يافتند و در صف درباريان معتمد نشستند و ولايتهاى بزرگ گرفتند . نفوذ تركان در دولت عباسيان بدانجا رسيد كه خليفه ولايتهاى بزرگ را بديشان ميسپرد بدينشرط كه هر سال خراج معينى بدهند و اين همان رسم تيول است كه در قرون وسطى در اروپا معمول بود ، حكومتهاى ناحيه تقريبا مستقل بودند و جز بنام تابع حكومت مركز نبودند . تركانى كه ولايت مييافتند از جانب خويش نايبى ميفرستادند كه بنام ايشان حكومت ميكرد و سكه ميزد و در عيدها و جمعه نام ولايتدار ترك را همرديف خليفه در خطبه مى گفت و خود در مركز خلافت مقام داشتند و بصف درباريان بودند زيرا دورى از بغداد يا سامره دشوارشان بود كه بزندگى پايتخت مانوس بودند و هم از آن فتنه‌ها كه هميشه بدربارها رايج است در امان نبودند . استانلى لينپول گويد : نقل قدرت از عرب به ترك انقلابى بود كه در همه اجزاى خلافت نفوذ كرد و قدرت خليفه را بسستى برد و عاقبت بزوال داد . از آن هنگام كه سپاه عرب بكناره‌هاى سيحون رسيد و تركان نيم وحشى را تابع نفوذ خويش كرد اسيران ترك در خاندانهاى عرب جاى مناسب يافتند كه تنهاى نيرومند و قيافه زيبا و شجاعتشان اعتماد اميران عرب را جلب كرد خاصه خليفگان كه پنداشتند به اين بيگانگان كه زرخريدان مقام خلافتند بيشتر اعتماد ميتوان كرد كه از غيرت و حسد عربان خبر داشتند و از جانب ايشان بيمناك بودند و هم از نفوذ پارسيان كه بدوران بعضى از خليفگان در بغداد اوجى عجيب گرفته بود و قدرت خليفه را تهديد ميكرد و همه كار دولت بدست ايشان بود خوشدل نبودند . خطر تركان زود آشكار شد و مردم بغداد از جور و تجاوز ايشان محنتها تحمل كردند
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 181 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده