تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
و بر خانه مامون فراهم شدند و خواستند خانه را بسوزند و چون مامون خويشتن را بخطر ديد از امام رضا خواست كه نزد شورشيان رود و آرامشان كند . امام تنها كسى بود كه خليفه را از خطر محقق نجات توانست داد كه خراسانيان بمحبت وى دلبسته بودند و در اطاعتش راستگو و وفادار بودند بدينجهت با دخالت وى شورش آرام شد و شورشيان بازگشتند . بدينسان فضل كشته شد و يارانش پراكنده شدند و مامون از خطر جست و با مرگ فضل يك نيمه از خاطر مامون بياسود كه جز امام رضا مانعى در راه وى نماند كه او را نيز از پيش برداشت . مورخان در كيفيت قتل امام گونه‌گون سخن كرده‌اند . بعضى گفته‌اند كه مأمون انگور يا شربت مسموم به دو داد . محمد بن نعمان گويد مامون يكى را گفت ناخنهاى خويش را بگذارد تا بلند شود و كس اين خبر نداند آنگاه وى را بخواند و چيزى مانند تمر هندى بداد و گفت : اينرا بدست خود خمير كن . و او چنين كرد از آن پس امام بيامد و با مامون سخنى گفت كه خشمگينش كرد و او يكى از غلامان را بخواند و دستور داد تا براى امام آب انار يا فشرده تمر هندى بياورد و به دو بنوشانيد كه پس از دو روز وفات يافت . ابا صلت كه محمد بن نعمان اين حكايت از او مىكند گويد هماندم كه مامون از نزد امام برفت پيش وى رفتم و گفت ابا صلت به خدا كار خودشانرا كردند و ذكر خدا گفتن آغاز كرد . و هم محمد بن نعمان درباره قتل امام روايت ديگر دارد . گويد : امام انگور دوست داشت انگورى فراهم كردند و سوزن به دانه‌هاى آن فرو بردند و به دو دادند و او كه از پس حادثه خانه مامون بيمار بود انگور بخورد و مسموم بمرد . نگفته پيداست كه بيشتر اين روايات را شيعيان گفته‌اند و در منابع ديگر نشانى از آن نيست . بعضى مورخان گفته‌اند كه مامون در مرگ امام اندوه بسيار داشت و بيقرارى ميكرد . بدينسان هدف مامون انجام شد و امام كه مزاحم قدرت وى و خلافت عباسيان بشمار آمده بود مسموم بمرد و در سناباد طوس همانجا كه رشيد را خاك كرده بودند