كه سخت برآشفتند و بغداديان از بيعت رضا سر باز زدند و ابراهيم بن مهدى را بخلافت برداشتند . در صف ياران مامون نيز كسانى بودند كه از وليعهدى رضا بيمناك بودند كه خلافت عباسيان را منقرض ميكرد .
وليعهدى رضا در انجمن سران دولت انجام شد و فضل بن سهل به نيابت خليفه راى وى را اعلام كرد و از پس هفتهاى جشنى بزرگ ترتيب دادند و مامون و فرزند وى عباس بولايتعهد با امام رضا بيعت كردند و بزرگان دولت را خلعت و جايزه دادند و شاعرانى را كه ستايش امام گفته بودند صلههاى گرانمايه بخشيدند و به عاملان دولت عطاى يك ساله دادند . دعبل خزاعى كه قصيدهاى در مدح امام ساخته بود پنجاه هزار درم صله يافت .
اما وضع چنين نماند و به زودى روابط مامون و امام تيره شد كه مامون خراسانيان را در محبت امام بىاختيار ميديد و از نتايج آن بيم داشت . در اين اثنا رخدادها بود كه بدگمانى مامون را سختتر كرد . از جمله آنكه روز عيدى مامون توان حضور در نماز نداشت و امام رضا را به نيابت خويش فرستاد تا نماز عيد كند امام با جامه و عمامه سپيد و عصا بدست پياده به نمازگاه به راه افتاد مردم پياده بر او انبوه شدند و بدست - بوس وى بر يكديگر سبقت جستند . كسان مامون هيجان عام را به دو خبر دادند و گفتند هماكنون بيرون شو و گرنه خلافت از دست ميرود و مامون با شتاب برفت ، هنوز امام بنمازگاه نرسيده بود كه از انبوه مردم پيش رفتن دشوار بود و مامون برسيد و نماز عيد را بكرد .
از منابع شيعه مىتوان دريافت كه روابط امام و مامون هرگز صفائى چنان كه بايد نداشت كه امام مامون را وعظ ميكرد و از خدا بيم ميداد و اعمال ناشايست وى را تقبيح ميكرد ، مامون به ظاهر گفتار وى را ميپذيرفت اما كينه وى را بدل داشت . بهر حال شيعيان ترديد ندارند كه مرگ امام بدسيسه مامون بود .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 175
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص١٧٥