تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
وضع چنين خطرناك شود ميكردى اكنون ديگر كار از حد گذشته با وجود اين من آنچه توانم كوشش ميكنم كه وضع تو بصلاح آيد و به مأمون نزديك شوى . " و چون امين نامه را بگرفت با ياران خويش مشورت كرد گفتند راى هرثمه را بپذيرد كه اميد داشتند جان وى نجات يابد همين كه شب درآمد امين لباس خلافت بتن كرد و بر زورقى سوار شد تا بنرد هرثمه رود و تسليم شود اما طاهر و ياران وى از ساحل دجله زورق را تيرباران كردند ، امين خويشتن را به آب افكند و تا ساحل شنا كرد و كسان مامون بر او هجوم بردند و خونش را بريختند و سرش را ببريدند كه طاهر آن را با برد و عصا و شمشير خلافت نزد مامون فرستاد . به پندار ما همه اين نكبت از رفتار هارون زاد كه برادر كوچكتر را وليعهد كرد كه لياقت نداشت مامون را نيز ولايتهاى بسيار داد كه بمرد و مال با برادر خويش ستيز توانست كرد كه امين را عراق و شام داده بود و مأمون را همه قلمرو پارسيان داده بود و موتمن را افريقيه و مصر داده بود . پيمان‌شكنى امين كه كارى بسيار زشت بود فتنه پديد آورد . بىتدبيرى وى و آن اعتماد بى جا كه بسرداران خود داشت و همه كار جنگ را با ايشان ميگذاشت و همه در پى تفريح و شراب بود خلافتش را بباد داد . فى المثل امين جنگ خراسان و مقابله با طاهر را با عيسى بن على گذاشت كه مردى قساوت پيشه بود و با مردم رفتارى نكوهيده داشت و اين ، در شكست وى كه براى خليفه بغداد گران تمام شد مؤثر بود .

وليعهدى امام رضا ( ع )

وليعهدى رضا و مرگ يا قتل وى از حوادث بزرگ تاريخ عباسيان است . على رضا بسال 150 هجرى بزاد . وى در علم و زهد شهره عصر خويش بود . به ابو نواس شاعر معروف گفتند چرا از محامد امام و ستايش وى سخن نگوئى . گفت " مدح كسى كه جبريل خادم پدر وى بوده است چگونه توانم كرد . " بىگفتگو بصف علويان هيچكس از او بفضيلت
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 173 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده