تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
در طبقه دوم معتزليان حسين و على بن حسين و محمد بن على را ياد كرده‌اند محمد بن على معروف به ابن حنفيه همان بود كه و اصل بن عطا را تربيت كرد . از هاشم فرزند وى درباره علم پدر پرسيدند گفت اگر ميخواهيد وسعت علم وى را بدانيد و اصل ابن عطا را بنگريد پس ، خاندان علوى در مذهب اعتزال نفوذ داشتند و معتزليان در مبادى خويش از اين خاندان الهام گرفتند . بعدها كه شيعيان گروههاى مختلف شدند ، معتزليان با همه آنها مناسبات يكسان نداشتند با بعضى دشمنى كردند و با بعضى ديگر باقتضاى عقايدشان روابط ديگر داشتند . بتوضيح اين مطلب گوئيم كه بعضى فرق شيعه غاليان بودند كه درباره على گفتارى هول‌انگيز داشتند و وى را خدا ميشمردند ، اينان فرقه‌هاى گوناگون بودند كه سبئيه يكى از آن فرقه‌ها است و اصل اول از اصول معتزله را به رد اين فرقه نهاده‌اند كه خدا يكى است و همتا ندارد و هم بعضى فرق منقرض كه به شيعه منتسب بودند درباره ذات بارى وهم تشبيه داشتند و متقدمان ايشان چون هشام بن حكم و هشام بن سالم جواليقى و مؤمن طاق معروف بشيطان طاق پيوسته با معتزليان ببحث و مناظره بودند كه معتزليان تشبيه و رجعت را مردود ميشمردند . مناسبات معتزليان با زيديان از همه فرقه‌هاى شيعه گرمتر بود و آغاز اين مناسبات بدوران زيد بن على ميرسيد كه وى شاگرد و اصل بن عطا بود و اصول اعتزال را از او گرفت و همه پيروانش معتزلى بودند . رواج تعليمات معتزله بدوران مامون بود كه در قصر خويش مجالس مناظره ميساخت و كسانرا ببحث واميداشت و در اين كار غالبا ملاحظات سياسى را از ياد ميبرد چنان كه يك بار در مجلس وى ميان دو تن در امامت مناظره شد كه يكى جانب اماميان زيدى را گرفت و ديگرى از فرقه‌اى كه بعدها اثنى عشرى ناميده شد دفاع ميكرد نگفته پيداست كه هر يك از دو جانب مناظره توفيق مييافت مايه ضعف حجت عباسيان بود كه اينان
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 152 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده