داشتند و چند تن از بزرگان خراسان چون ابو سلمه خلال و ابو مسلم بحقيقت فداى جانبدارى علويان شدند و با وجود اين عجيب است كه كوشش محمد و ابراهيم بشكست انجاميد بىگفتگو عامل اصلى اين شكست قوت و ثبات منصور بود كه با وجود عوامل مساعدى كه دعوت علويان داشت و بيشتر مسلمانان و خاصه فقيهان و بزرگان قوم چون مالك و ابو حنيفه بتأييد ايشان برخاسته بودند و با وجود آن صفات عالى كه محمد داشت و ويرا در ديده مسلمانان بزرگ كرده بود ، دعوت نوزاد را كه خطر آن بزرگ شده بود به قوت و تدبير درهم شكست .
منصور از پيش دانسته بود كه خراسانيان بخاندان على دلبستهاند عامل خراسان به دو خبر داده بود كه مردم آنجا محمد بن عبد الله را دعوت كردهاند تا بديار ايشان رود و به پيشوائى وى بر ضد عباسيان بشورند و چون از جانب خراسان بيمناك بود حيلهاى كرد و سر يكى از علويان را كه او نيز محمد نام داشت بدانجا فرستاد و شايع كرد كه سر محمد نفس زكيه است و عزيمت مردم را در تأييد علويان سست كرد و از آن فتنهها كه ممكن بود همآهنگ با شورش حجاز و عراق در خراسان رخ دهد جلوگيرى كرد .
از پيش گفتيم كه محمد پنداشت همه مردم دل با وى دارند و آن نامههاى فراوان كه از اقطار اسلام به دو ميرسيد اين پندار را در او قوت داد . ندانسته بود كه عامه مردم از دعوت علويان و خروج وى بيخبرند و اين نامهها حيله ديگرى بود كه منصور براى فريب او كرده بود كه همه را عاملان وى از ولايات فراهم كرده بودند و به حجاز ميفرستادند و هم آن فتوى كه مالك بتائيد محمد داد وى را مغرور كرد و ندانست كه دعوت نوجز به قوت مردان زورآزما پايه نميگيرد .
خطاى ديگر آن بود كه مدينه را مركز قيام خود كرد كه بگفتار مسعودى " در آنجا زراعت و تجارت كافى نيست " و وضع شهر چنانست كه براى جنگهاى طولانى مناسب نيست و چون شهر را محاصره كنند آذوقه از آنجا ببرد و مردم بتنگنا افتند و قوت حصاريان
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص١٣٧