تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
نفس زكيه بود كه وى را بشرابخورى متهم داشت و به اين تهمت بگرفت و در ميان اهل مدينه موهون كرد و شيعيان در نتيجه اين رفتار زشت بهيجان آمدند و در تأييد علويان راسخ شدند . باحتمال قوى خاندان علوى در آنروزگار نيز مثل هميشه سر قيام داشت و بدرفتارى عامل مدينه را دستاويز كرد . مؤلف الفخرى گويد : " حسين از بزرگان بنى هاشم بود و مدتها نيت قيام داشت و گروهى از بزرگان خاندانش با وى همدلى داشتند آنگاه عامل مدينه بدرفتارى با علويان آغاز كرد و طالبيان در نتيجه رفتار وى بهيجان آمدند و مردم بسيار برايشان فراهم شدند و قصد دار الاماره كردند ، عامل مدينه حصارى شد و شورشيان زندانها را بشكستند و زندانيان را برهانيدند و با حسين بن على بيعت كردند . حسين از پس قيام يازده روز در مدينه اقامت داشت آنگاه سوى مكه رفت و در فخ شش ميلى مكه ، با سپاه عباسيان روبرو شد و بار ديگر سرنوشت علويان معلوم شد كه حسين از پس پايمردى سخت كشته شد و بعضى كسان خاندان وى نيز جان باختند و اين حادثه براى علويان چنان سخت بود كه گفتند از پس كربلا حادثه‌اى بزرگتر از فخ نبود و شاعران شيعه برثاى كشتگان آن قصايد غرا سرودند كه از جمله اينست " هميشه بر حسين گريه خواهم كرد و بر فرزند عاتكه كه وى را بىكفن در خاك كردند آنها را در فخ بدون پناهگاه نهادند . مردمى كريم بودند كه هيجان سخت داشتند نه ياغى بودند و نه ترسو . شجاعانى بودند كه ذلت را از پيكر خويش به خون شستند . چنان كه لباس را با آب شويند . جدشان رهبر مردمان بود و خاندانشان بر همگان منت هدايت داشت . " علويان پيوسته معتقد بودند كه خلافت حق ايشان است و عباسيان بناحق عنوان خلافت پيمبر را به خود بسته‌اند . از سوى ديگر عباسيان در تعقيب و كشتار علويان از قدرت و دولت خويش دفاع ميكردند كه كوشش ايشان در راه آرام كردن اين خاندان
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 139 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده