تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
و شاهد اين سخن آن شورشهاست كه ياران ابو مسلم خراسانى و بابك خرمى پديد آوردند .

زنديقان

از همه شورشهاى دوران اول عباسى خطرناكتر و مهمتر آن شورشها بود كه زنديقان پديد آوردند . زنديق معانى مختلف دارد . عرب اين كلمه را درباره منكر خدا يا مشرك به كار ميبرد اما به دوران عباسى زنديق كسى را ميگفتند كه زير نفوذ رسوم و عادات ايرانيان بود و بسبكسرى راغب بودند آنگاه كلمه زنديق خاص كسانى شد كه بعقايد مانى دلبسته بودند و بخداى شر اعتقاد داشتند . بتدريج اين معنى بسط يافت و شامل همه كسانى شد كه به خدا يا وحدانيت وى معتقد نبودند . تاريخ زندقه از اواخر دوران اموى آغاز مىشود كه عبد الصمد بن عبد الاعلى معلم وليد بن يزيد بن عبد الملك ، خليفه اموى ، زنديق بود و هم جعد بن درهم كه مروان ابن محمد آخرين خليفه اموى را به دو منسوب داشته‌اند و مروان جعدى گفته‌اند زنديق بود . ابن نديم گويد : جعد معلم مروان و فرزند وى بود و او را به زندقه متمايل كرد خالد بن عبد الله قسرى سردار اموى با آنكه متهم بزندقه بود زنديقان را بشدت تعقيب ميكرد تا آنجا كه جعد بن درهم را بحبس انداخت و در روز عيد قربان بجاى گوسفند كشت و اين نكته را بر منبر گفت و اين ، بدوران خلافت هشام بن عبد الملك اموى بود اما قوت و ظهور زندقه از پس قيام دولت عباسى بود كه در كوفه رواجى يافت . جاحظ كه بدوران مأمون ميزيسته درباره كتب زنديقان سخن دارد و وصف بسيار دقيقى از آن مىكند ، توضيحات وى درباره كتب زنديقان نظير همانست كه از كتب مانويان شنيده‌ايم . ابو الفرج اصفهانى مؤلف اغانى درباره عقايد زنديقان گويد : " آنها دو خدائى بودند و از تعليمات مانى پيروى ميكردند . " از جمله عللى كه به رواج زندقه كمك كرد اين بود كه تعليمات زنديقان واسطه ميان مسيحيت و زردشتيگرى بود و طبعا در پيروان اين دو دين نفوذ خاص داشت و نيز
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 121 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده