تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
فن فلوتن خاورشناس آلمانى گويد : " بعضى محققان پنداشته‌اند كه نام خرميان با كلمه خرم كه نام شهرى است بسرزمين ميدى ، يا خرم ، بمعنى " خوش " رابطه دارد خرم‌دين يعنى كسى كه لذت را هدف خويش كرده و جز آن چيزى نخواهد . " از اينجا توان دانست كه اينگروه اگر چه براى زنان منزلتى بيشتر از آنچه معمولا در مشرق دارند قائل شده‌اند و ايشانرا در انجمنهاى دينى خويش با مردان مينشانند اما اين كار را براى آن كرده‌اند كه از حضور زنان در انجمنهاى خويش لذت برند . "

افشين و مازيار

معتصم هنوز از شورش بابك كه ملك ويرا تهديد ميكرد و بسيارى از سپاهيان ويرا بفنا داد و اموال بسيار تلف كرد و نفوس و مزارع فراوان را بتباهى داد فراغت نيافته بود كه فتنه افشين يا بتعبير بهتر توطئه وى كه بهمدستى مازيار ترتيب داده بود آغاز شد مازيار پيشواى فرقه‌اى از خرميان بود كه از پيروان بابك خرمى بودند بروزگار مأمون كار وى بالا گرفت و مأمون كه به دو اعتماد داشت حكومت جبال شروين را كه در ناحيه طبرستان بود به وى داد و نامش را محمد كرد و اجازه داد عنوان اسپهبد را كه از دير - باز خاص حاكم اين ناحيه بود براى خود محفوظ دارد . و چون هارون بمرد و معتصم بخلافت رسيد مازيار تمايلات شورش‌طلبى آشكار كرد و ميان وى و بابك خرمى نامه‌ها رفت و ويرا بشورش بر ضد خليفه عباسى ترغيب كرد و كمك خويشرا بر او عرضه داشت . طبرى گويد : " وقتى مازيار دل به خلافت نهاد مردم را ببيعت خويش خواند كه به اكراه با وى بيعت كردند اما از ايشان گروگان گرفت و در برج اسپهبد نگهداشت و كشاورزان را بر ضد مالكان و غارت اموالشان برانگيخت " مؤلف الفرق بين الفرق گويد : " فتنه مازيار در ديار وى بزرگ شد تا بروزگار معتصم او را بگرفتند و در سامره پهلوى بابك خرمى بر دار كردند و هم اكنون پيروان مازيار در كوهپايه خويش كشاورزانند كه باسلام تظاهر كنند اما خلاف آن را بدل دارند . "