تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
را رواج داد و گفت روحى كه در عيسى بن مريم بود در على بن ابيطالب درآمد آنگاه پس از وى با يكايك امامان بود تا به ابراهيم بن محمد رسيد و اينان همه خدايان بودند . راونديان محرمات را حلال شمردند و كسان را بخانه‌هاى خويش ميبردند و شراب و غذا ميدادند و حرمتها را برايشان مباح ميكردند و چون خبرشان به اسد بن عبد الله قسرى رسيد همه را بكشت و بر دار كرد و هم گروهى از ايشان حضور عباسى را ميپرستيدند و در بغداد بفراز قصر خضرا ميرفتند و خويشتن را مىافكندند گوئى پرواز ميكنند و نيز جمعى از ايشان با سلاح ميان مردم ميشدند و چون منصور را ميديدند فرياد ميزدند توئى توئى ( منظورشان خدا بود ) منصور شخصا براى جنگ آنها برون شد اما فرياد ميزدند توئى توئى . " منصور ناچار بود اينگروه را نابود كند كه با بدعتشان موافقت نميتوانست كرد كه بر ضد دين و دولت خروج كرده بودند و مايه شورش و آشفتگى عرب ميشدند از اينرو دويست كس از پيشوايانشان را بزندان كرد و اين عمل راونديان را بهيجان آورد كه فراهم شدند و به زندانها هجوم بردند و اسيران خويشرا بدر بردند سپس آهنگ منصور كردند و بجنگ وى پرداختند منصور پياده سوى ايشان برون شد كه اطرافش را گرفتند و اگر معن بن زائده شيبانى سردار اموى كه با عباسيان جنگ كرده بود نجاتش نداده بود خونش را ريخته بودند . در گرما گرم تصادم معن پديدار شد و از خليفه عباسى دفاعى شجاعانه كرد و راونديان را براند و ولايتدارى يمن را پاداش گرفت وى پس از جنگ واسط تا آن روز مخفى زيسته بود . منصور ، راونديان را دشمنان دولت خويش ميشمرد كه آنها پيروان ابو مسلم دشمن ديرين وى بودند و ميخواستند خلافت را بسلطنت خسروى مبدل كنند و هم ايشانرا زنديق و خارج دين ميشمرد كه ميخواستند يكى از دينهاى ايران قديم را زنده كنند و با آنها همان معامله كرد كه با ابو مسلم كرده بود و ببدترين وضعى كشتارشان