قتل بود اما بدست يكى از مردم عادى كه خون وى خاندان عباسيان را آلوده نكند .
حوادث نشان داده كه هر كه در استقرار دولتى سهيم باشد از آن بهره نميبرد گوئى حديث پيمبر است در آرزوى بنياد دولتها مباشيد كه از آن حرمان ميبريد مؤلف الفخرى گويد : " گوئى آنكه بنيان دولت را پديد ميآرد چنان بىتكلف و مغرور است كه مناعت پادشاهان تحمل او نميكند و هرچه بىتكلفى وى فزون شود مناعت پادشاهان قوت گيرد كه عاقبت او را بكشند . " تاريخ تكرار مىشود كه سرانجام كار ابو عبد الله شيعى كه بر دولت فاطميان همان منت و حق داشت كه ابو مسلم بر دولت عباسيان همانند ابو مسلم بود .
راونديان
هنوز منصور از قتل ابو مسلم فراغت نيافته بود كه جنبش راونديان كه بنيادگزار آن ايرانيان بودند رخ نمود و قدرت ويرا بلرزانيد .
ميدانيم كه ايرانيان قديم پادشاهان خويشرا مقدس ميدانستند و نهضت راونديان براساس معتقدات كهن استوار شده بود .
فن فلوتن گويد : " كوفه كه دعوتگران عباسى از آنجا برخاستند در آغاز قرن دوم هجرى صحنه پيدايش يك قسم تشيع افراطى بود كه با اسلام تناقض داشت زيرا در نتيجه ارتباط اسلام با دينها و معتقداتى كه بروزگار قديم در عراق وجود داشت چون دين زردشتى و مانوى و صابى يك قسم مسلمانى مخلوط از مذاهب مختلف پديد آمد كه ميخواستند اسلام را با دينهاى مختلف توافق دهند . از طرف ديگر دعوتگران اسلام در بسط و رواج آن حميت و هيجان فوق العاده داشتند تا آنجا كه از دوران على بن ابيطالب تا دوران منصور عباسى كه بغداد پايتخت اسلام شد غاليان و بدعتگران جسور را كه چيزهاى مخالف اسلام را بر آن افزوده بودند ميكشتند . "
مدائنى مورخ معروف متوفى بسال 214 هجرى درباره فرقه راوندى گويد " يكى از مردان راوندى ابلق نام داشت وى ابرص بود و سخنان اغراقآميز گفت و دعوت راوندى