تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
گفت " اى امير مؤمنان خلافت خويش را از امروز حساب كن . " منصور بسرداران ابو مسلم مال فراوان داد تا راضى شدند و همه بازگشتند و ميگفتند " آقاى خويش را به پول فروختيم " . قتل ابو مسلم در خراسانيان و ياران وى هيجانى پديد آورد و مردى سنباد نام بخونخواهى وى برخاست ، وى گبرى از دهات نيشابور بود و پيروان فراوان يافت و بسيارى از مردم خراسان بخصوص از كوهپايه‌ها بوى گرويدند و چون خبر قيام سنباد بمنصور رسيد ده هزار سپاه فرستاد كه در همش شكستند . بجز سنباد كسان ديگر بخونخواهى ابو مسلم برخاستند كه مقنع از همه مهمتر بود تا آنجا كه از پس مرگ وى خيلىها پنداشتند زنده است و اوشيدرها ، باقيمانده نژاد زردشت ، كه گبران بانتظار ظهور وى روز ميگذرانند هموست و نيز بعضى خراسانيان گفتند ابو مسلم نمرده و باز ميگردد كه زمين را از عدالت پر كند بعضى ديگر معتقد بامامت او بودند و گفتند امامت از پس وى بدخترش رسيد . نظام الملك در سياستنامه گويد " ابو مسلميان سخن را بطلب رحمت براى ابو مسلم و فيروز نواده وى كه از دخترش فاطمه زاد آغاز ميكنند " يكى از خاورشناسان پنداشته اينان عنوان فاطميان دارند و به نسبت فاطمه دختر ابو مسلم اين نام يافته‌اند . گوئى طائفه خرميان كه بعدها حوادث خونين پديد آوردند و تفصيل آن بيايد از همين جا پديد آمد . به نظر ما منصور بسبب آن كينه‌هاى قديم كه با ابو مسلم داشت وى را كشت و ابو مسلم نيز با خودپسندى و غرور و افراط در قتل نفوس بيگناه زمينه اين كار را فراهم كرد . قتل سليمان كثير خطاى بزرگ او بود . اخلاص و فداكارى ابو مسلم در يارى عباسيان درخور انكار نيست ، و منصور كه دل با وى به داشت از بدگمانىهاى واهى درباره اخلاص وى شك كرد شايد ابو مسلم مستحق
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 111 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده