اطراف بحر خزر به دو پيوستند و در قلعهاى استوار جاى گرفت . مهدى هفتاد هزار سپاهى به فرماندهى معاذ بن مسلم سوى وى فرستاد ، معاذ ايشانرا محاصره كرد تا بجان آمدند و بيشترشان تسليم شدند و مقنع با تنى چند از ياران خويش در قلعه بماند و چون شكست را نزديك ديد آتش در قلعه زد و هرچه بود از كالا و پوشش و چهارپا بسوخت آنگاه زنان و فرزندان را فراهم كرد و از ياران مؤتمن خويش تقاضا كرد خويشتن را در آتش افكنند تا به آسمان اوج گيرند . گفت " من سوى آسمان ميروم و هر كه خواهد با من آيد از اين شربت بنوشد . و شربتى زهرآلود به آنها داد و خود نيز بخورد آنگاه زن و فرزند را در آتش افكند و خود نيز در آتش افتاد مبادا دشمنان جثه او يا جثه زنانش را بيابند و اين بسال 169 بود كه مهدى از بابت مقنع آسودهخاطر گشت و مردم از شر عقايد باطل وى رها شدند .
اما مرگ مقنع تعليمات او را از ميان نبرد و مردمى از ماوراء النهر پيرو عقايد وى شدند كه بنام مقنعيه شهرت يافتند و پنداشتند مقنع خدائى بود كه هر زمانى به صورتى مصور مىشود و در تركستان و بلاد ماوراء النهر پيروان داشت كه در هر دهكده مسجدى داشتند و در آن نماز ميكردند ، مردار و خوك را حلال شمردند و زنان را مباح دانستند و اگر بر مسلمانى دست مييافتند خونش را ميريختند .
خرميان
خرميان پيروان بابك خرمى بودند كه از ايران ظهور كرد ايران چه پيش و چه پس از اسلام عرصه ظهور فرقهها و پيدايش بدعتها بود و از آن فرقههاى مذهبى بسيار برخاست كه خرميان از آن جمله بودند . بنيانگزار اين فرقه مزدك بود كه در ايام قباد و خسرو اول معروف بنوشيروان ميزيست و از طائفه خرميان مزدكى ، خرميان بابكى پديد آمدند كه بنيانگزار آن بابك بود كه دعوى خدائى داشت و بدوران مأمون زحمت بسيار براى دولت عباسيان فراهم كرد و فتنه وى تا بدوران معتصم دوام داشت .