معانى و استعمالات صحيح لغات عرب در اين اشعار مضبوط بود . عربها در جاهليت نثر نداشتند و شعر مظهر افكار و خيالات آنها بود ، از اينرو راويان بسيارى پديد آمدند كه اشعار زمان جاهليت را نقل ميكردند كه اصمعى و حماد از آن جمله بودند ، پس از آن براى فهم اين گونه اشعار بشناختن نسب قبايل عرب و سرگذشتشان احتياج پيدا كردند و روايت قصهها و تاريخ قبايل معمول گشت .
در روزگار عبد الملك اصلاحاتى انجام شد كه قسمتى از آن جنبه سياسى داشت قسمتى نيز اصلاحات ادبى بود ، از جمله اينكه زبان عربى را زبان رسمى دفاتر مالى قرار داد و باصلاح حروف عربى كه پيش از آن بدون نقطه نوشته ميشد همت گماشت تا مردم بتوانند به آسانى قرآن و تفسير آن را بخوانند . اين موضوع اگر براى عربها اهميتى نداشت براى بيگانگانى كه زبان عربى را مياموختند سخت مهم بود .
حجاج در پيشرفت اين كار سهمى بسزا داشت زيرا وى در آغاز كار به تعليم اشتغال داشت وقتى كارش بالا گرفت و ولايتدار عراق شد اصلاحاتى در علامات وقف و اشكال حروف پديد آورد . چون در آن عصر كشور آرام بود مردم بفرا گرفتن دانش اقبال كردند ، مردم كوفه و بصره قرآن و حديث آموختند و مدرسه بصره براى تدريس علم نحو از اين جا پديد آمد .
علوم عقلى
علوم عقلى در عصر امويان رواجى نداشت فقط بعضى اشخاص به كيميا ( شيمى ) اشتغال داشتند و بعيد نيست كه آن را از يونانىها كه دو هزار سال پيش ، از آن خبر داشتند فرا گرفته باشند .
نميتوان گفت كه عربها بعد از حمله اسكندر به شرق ، طب را از يونانىها فراگرفتند زيرا عربها تا دوره اموى از علوم طبى خبر نداشتند و خالد بن يزيد بن معاويه نخستين كس بود كه طب و نجوم و كيميا را به ممالك عربى نقل كرد .
صنعت كيميا در مدرسهء اسكندريه رواج داشت ، بدين جهت خالد ، مريانوس كاهن